هل بيتش ‍ طعامى تهيه كند، در اين بين روزى معاذه به پسر عموى خود برخورده بدو گفت : مرا با خود ببر، و به اهل و قبيله ام برسان ، و خلاصه حاضر نيستم در خانه شجاع بمانم ، زيرا نزد اين مرد خيرى نيست ، پسر عمويش او را با خود برد، و در بين راه به شجاع برخوردند كه داشت از هجر برمى گشت ، شجاع چون چنين ديد نزد رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) شد و عرضه داشت يا رسول اللّه من در رجب از خانه بيرون آمده ام ، تا براى همسرم معاذه طعامى تهيه كنم و او در غياب من فرار كرده و به دم (پسر عمويش ) چسبيد آرى جنس زن شرى است كه زورش به هر كس برسد بر او غالب مى شود همسر من جوانى را ديد كه راحت در خانه زين نشسته و معلوم است كه هم او و هم اين هدفى و ميلى داشتند، رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) فرمود: به عهده من است كه ياريت كنم آنگاه رو به اصحاب خود كرد و فرمود اگر آن مرد جامه اى از همسر وى كنده باشد بايد آن زن را سنگسار كنيد، و گرنه او را به وى برگردانيد، پس مالك پسر شجاع و در حقيقت پسر هووى معاذه به راه افتاد، و به جستجوى زن پدرش پرداخت ، و او را پيدا كرد و به خانه آورد.
مؤ لف قدس سره : در اين تفسير مكرر خاطرنشان كرديم كه امثال اين حوادث كه در روايات به عنوان شان نزول نقل شده ، و مخصوصا حوادثى كه مربوط به بعضى از جملات يك آيه و به اجزاى آن مى باشد، صرف تطبيق هايى است كه راويان كرده ، حوادث را با آيات تطبيق نموده اند نه اينكه سبب حقيقى نزول آيه اى باشد.
در كتاب من لا يحضره الفقيه آمده كه شخصى از امام صادق (عليه السلام ) پرسيد معناى كلمه (المحصنات ) در آيه (و المحصنات من النساء) چيست ؟ فرمود: زنان شوهردار،
آن شخصى پرسيد معناى آن در آيه شريفه : (و المحصنات من الّذين اوتوا الكتاب من قبلكم ) چيست ؟ فرمود: زنان عفيف .
مؤ لف قدس سره : اين روايت را عياشى نيز از آن جناب نقل كرده است .
رواياتى در ارتباط با ازدواج با كنيزان 
و در مجمع البيان در ذيل جمله : (و من لم يستطع منكم طولا) گفته : يعنى كسى كه هزينه ازدواج با زنان آزاد را ندارد، و آنقدر ثروت ندارد كه اينكار را انجام دهد، به ازدواج با كنيزان اكتفا كند، و آنگاه گفته : اين معنا از امام ابى جعفر (عليه السلام ) روايت شده .
و در كافى از امام صادق (عليه السلام ) نقل كرده كه فرمود: اين سزاوار نيست كه در اين عصر، مرد آزاد با زن كنيز ازدواج كند، _ زيرا در سابق گفتيم كه چه عيبى در اين كار هست ، - و اگر خداى تعالى در عصر نزول قرآن فرمود: (و من لم يستطع منكم طولا...) با در نظر گرفتن اينكه كلمه طول به معناى مهريه است مخصوص همان عصر بوده ، كه مهريه زنان آزاد از زنان كنيز بيشتر بوده ، و اما در مثل امروز كه مهريه زنان آزاد برابر كنيزان و يا كمتر از آن است صلاح نيست به جاى زنان آزاد با كنيز ازدواج شود.
مؤ لف قدس سره : اين كه در روايت قبلى كلمه (طول ) را به غنا معنا فرمود، بايد دانست كه غنا يكى از مصاديق طول است ، و روايت كافى هم نمى خواهد بفرمايد ازدواج با كنيزان حرام است ، بلكه به بيش از كراهت دلالت ندارد.
و در تهذيب به سند خود از ابى العباس بقباق روايت آورده كه گفت : من به امام صادق (عليه السلام ) عرض كردم : آيا جايز است كه مردى با كنيز ديگران بدون اطلاع صاحبش ازدواج كند؟ فرمود: اين زنا است ، زيرا خداى تعالى فرمود: (فانكحوهن باذن اهلهن )، با آنها ازدواج كنيد با اذن صاحبانشان .
و در همان كتاب به سند خود از احمد بن محمدبن ابى نصر روايت كرده كه گفت : من از حضرت رضا (عليه السلام ) پرسيدم : آيا مى شود با كنيز مردم با اذن صاحبان آنها تمتع برد - و شهوترانى كرد _ فرمود: بله زيرا خداى تعالى فرموده (فانكحوهن باذن اهلهن ).
و در تفسير عياشى از محمد بن مسلم از يكى از دو امام باقر و صادق (عليهما السلام ) روايت كرده كه گفت : من از آن بزرگوار پرسيدم : اينكه خداى تعالى درباره كنيزان فرموده :
(فاذا احصنّ) منظورش از احصان كنيزان چيست ؟ فرمود: اينكه دخول شود به ايشان - يعنى وطى شوند - پرسيدم اگر به ايشان داخل نشده باشد، آيا حدى بر آنان نيست ؟ فرمود: بله .
و در همان كتاب از جرير روايت كرده كه گفت : من از آن جناب از معناى كلمه (محصن ) پرسيدم ، فرمود: محصن مردى است كه براى خاموش كردن آتش شهوت خود كسى را دارد، _ يا زنى و يا كنيزى .
حد بردگان نصف حد آزادگان است 
و در كافى به سند خود از محمد بن قيس روايت كرده كه گفت : امام ابى جعفر (عليه السلام ) فرمود: اميرالمؤ منين (صلوات اللّه عليه ) در مورد مردان و زنان برده اينطور قضاوت فرمود كه اگر يكى از آنان مرتكب عمل زنا شد پنجاه تازيانه بخورد، چه مسلمان باشد و چه كافر، و چه نصرانى ، و نبايد سنگسار شود و تبعيد هم نمى شود.
و در همان كتاب به سند خود از ابى بكر حضرمى از امام صادق (عليه السلام ) روايت آورده كه شخصى از آن جناب از برده اى مملوك پرسيد، كه مرد آزادى را قذف كرده ، - يعنى نسبت زنا به او داده ، آيا حد قذف او نيز نصف حد قذف آزاد است ؟ _ فرمود: - نه - بايد هشتاد تازيانه - يعنى حد كامل قذف را بخورد، چون مساءله قذف حق النّاس است ، و اما آنچه از گناهان كه حق اللّه عزوجل است حدش در مورد بردگان نصف حد آزادگان است . عرضه داشتم ، چه چيرهائى حق اللّه است ؟ فرمود: اينكه زنا كند يا شراب بنوشد، كه اينها از حقوقى است كه حد مرتكب آن در بردگان نصف حد آزادگان است .
و در تهذيب به سند خود از بريد عجلى از امام ابى جعفر (عليه السلام ) روايت كرده كه از كنيزى پرسيدند كه مرتكب زنا شده است ، فرمود: نصف حد بر او زده مى شود، چه اينكه شوهر داشته باشد و چه نداشته باشد.
و در الدرالمنثور كه ابن جرير از ابن عباس روايت كرده كه گفت : مسافحات به معناى زنانى است كه علنا زنا مى دهند، و يار و دوست مى گيرند، و آن زنى هم كه تنها يك دوست دارد جزء متخذات اخدان است ، و اضافه كرد كه مردم جاهليت چنين بودند كه زناى علنى را حرام ، و زناى پنهانى را حلال مى دانستند، و مى گفتند زناى علنى از لئامت و پستى است ، و اما آنچه پنهانى انجام شود هيچ اشكالى ندارد، ليكن خداى تعالى در قرآن كريم اين آيه را نازل كرد كه :
(و لا تقربوا الفواحش ما ظهر منها و ما بطن )، (مرتكب عمل فاحشه نشويد نه علنى و نه پنهانى ).
مؤ لف قدس سره : روايات درباره مطالبى كه ديده شد بيش از اينها است كه از نظر خواننده گذشت ، آنچه ما آورديم نمونه اى بود از هزار، و اندكى از بسيار.
بحث روايتى ديگر
(پيرامون ازدواج موقت )
در كافى به سند خود از ابى بصير روايت كرده كه گفت : من از امام ابى جعفر (عليه السلام ) از مساءله متعه پرسيدم ، فرمود: بله در قرآن اين مساءله نازل شده ، و فرموده :
(فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فريضه و لاجناح عليكم فيما تراضيتم به من بعد الفريضة ).
و در همان كتاب به سند خود از ابن ابى عمير از شخصى كه نامش فراموش شده ، و يا از نسخه افتاده از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: آيه اينطور نازل شده بود:
(فما استمتعتم به منهن الى اجل مسمى ، فاتوهن اجورهن ) (از زنان آن كسانى كه شما از آنا