به وى سيلى زده است ، رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) فرمود: بايد قصاص شود ليكن چيزى نگذشت كه آيه : شريفه : (الرجال قوّامون على النساء...) نازل شد، و زن بدون قصاص برگشت .
مؤ لف قدس سره : الدرالمنثور اين روايت را به چند طريق ديگر از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله )
نقل كرده ، و در بعضى از آن طرق چنين آمده : رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) فرمود تو چيزى مى خواستى و ليكن خداى تعالى چيزى ديگر را خواست ، و شايد مورد آن زن از موارد نشوز بوده ، و گرنه ذيل آيه شريفه مى فرمايد: (فان اطعنكم فلا تبغوا عليهنّ سبيلا)، (اگر زن در اطاعت شما باشد به هيچ راهى نمى توانيد به او ستم كنيد) منافات با روايت دارد.
در ظاهر اين روايات اشكال ديگرى هست ، از اين جهت كه از ظاهر آنها برمى آيد اين كه رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) فرمود: (القصاص ) (بايد قصاص شود) بيان حكم مساءله اى است كه آن زن پرسيده ، نه اين كه آن جناب به عنوان يك قاضى حكم به قصاص كرده باشد، چون اگر چنين بوده بايد هر دو طرف دعوى در محكمه حاضر شده باشند، و لازمه بيان حكم بودن اين است كه آيه شريفه (الرجال ) براى تخطئه رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) نازل شده باشد، و خواسته باشد بفرمايد پيامبر در حكمى كه كرد و تشريعى كه فرمود اشتباه كرد، و اين با عصمت رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) منافات دارد، نسخ هم نمى تواند باشد زيرا نسخ وقتى تصور دارد كه به حكم منسوخ عمل شده باشد، و معلوم است كه به چنين قصاصى گفتيم يك طرفى است عمل نشده بود.
ممكن است بگوييد: خداى تعالى در قرآن كريم چند جا احكام رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) را برداشته ، و يا در جايى كه آن جناب حكمى كه بايد مى كرد و نكرده حكم فرموده چه عيبى دارد كه اين مورد هم از آن موارد باشد؟.
جوابش اين است كه درست است كه خداى تعالى در بعضى از احكام رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) تصرف كرده ، يا برداشته ، و يا حكمى كه آن جناب نكرده وضع نموده ، و ليكن اين تنها در احكامى است كه آن جناب به عنوان ولايت بر جامعه كرده است ، نه در احكامى كه براى امت و جامعه تشريع كرده ، تصرف در احكام تشريعى آن جناب تخطئه آن جناب بوده و باطل است .
و در تفسير قمى در روايت ابى الجارود از امام باقر (عليه السلام ) آمده كه كلمه (قانتات ) را به معناى زنان مطيع تفسير فرموده .
و در مجمع البيان در تفسير جمله : (فعظوهن و اهجروهن فى المضاجع و اضربوهن ...)، از امام ابى جعفر (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: هجر در مضاجع به اين است كه در رختخواب زن برود،
ولى پشت خود را به او كند، و نيز در معناى (زدن ) از آن جناب روايت كرده كه بايد با مسواك او را زد.
و در كافى به سند خود از ابى بصير از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه در تفسير جمله : (فابعثوا حكما من اهله و حكما من اهلها) فرمود: اين دو حكم بايد با زن و شوهر شرط كنند، كه هر حكمى كه كردند آن دو قبول كنند، اگر حكم كردند كه بايد از هم جدا شوند، بپذيرند، و اگر حكم كردند بايد باهم باشند بپذيرند.
مؤ لف قدس سره : اين معنا و همچنين قريب به آن به چند طريق ديگر هم در كافى و هم در تفسير عياشى آمده است .
و در تفسير عياشى از ابن مسلم از امام باقر (عليه السلام ) روايت آورده فرمود: اميرالمؤ منين در مورد زنى كه به ازدواج مردى در آمده بود و مرد با او و كسان او شرط كرده بود كه اگر همسرى ديگر اختيار كند و از او كناره گيرى نمايد، و يا كنيزى بر سرش بگيرد خود به خود طالق باشد، چنين قضاوت كرد: كه شرط خدا قبل از شرط شما واجب الوفا است ، (و خداى تعالى قبل از اينكه شما چنين شرطى بكنيد بر عموم امت شرط كرد كه مرد، اختيار گرفتن چهار همسر را دارد) بنابراين شوهر اگر خواست مى تواند به شرط خود وفا كند و اگر خواست مى تواند او را طلاق ندهد، و همسر ديگرى نيز بگيرد، و يا كنيزى اختيار كند، و اگر او سر راهش را بگيرد، شوهر مى تواند قهر كند، و در بستر پشت به او بخوابد زيرا خداى تعالى فرموده : (فانكحوا ما طاب لكم من النساء مثنى و ثلاث و رباع )، و نيز درباره گرفتن كنيزان فرموده : (احل لكم ممّا ملكت ايمانكم ) و درباره رابطه زناشويى فرموده : (و اللاتى تخافون نشوزهن فعظوهن ، و اهجروهن فى المضاجع ، و اضربوهن ، فان اطعنكم فلا تبغوا عليهن سبيلا ان اللّه كان عليا كبيرا).
روايتى خواندنى از پيامبر (ص ) درباره زن در اسلام 
و در الدرالمنثور كه بيهقى از اسما بنت يزيد انصارى روايت كرده كه نزد رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) شده در حالى كه آن جناب در بين اصحابش قرار داشت ، اسما عرضه داشت : پدر و مادرم فدايت باد، من از طرف زنان خدمت شما آمده ام ، يا رسول اللّه جانم به فدايت بدان كه هيچ زنى در شرق و غرب از آمدن من به نزد تو خبردار نشده ، مگر آن كه نظريه اش مثل همين نظريه اى است كه من عرض مى كنم .
خداى تعالى تو را به حق مبعوث كرد به سوى مردان و زنان (عالم ) و ما به تو ايمان آورديم ، و به معبود تو كه تو را فرستاده نيز ايمان آورديم ، و ما طايفه زنان محصور در چهار ديوارى خانه ها، و تحت سيطره مردان هستيم ، و در عين حال پايه و اساس خانه و زندگى شما مردانيم اين مائيم كه شهوات شما را بر مى آوريم ، و به فرزندان شما حامله مى شويم ، و اما شما مردان در دين اسلام برترى هايى بر ما يافته ايد، شما به نمازهاى جمعه ، و جماعت و به عيادت بيماران ، و به تشييع جنازه مى رويد، همه ساله مى توانيد پشت سر هم به حج برويد، و از همه اينها ارزنده تر اين كه شما مردان مى توانيد در راه خدا جهاد كنيد، و چون شما به سوى حج و يا عمره و يا به سوى جهاد مى رويد اموال شما را حفظ مى كنيم ، و براى شما پارچه مى بافيم ، تا لباس برايتان بدوزيم ، و اموال شما را تر و خشك مى كنيم ، (در نسخه اى ديگر آمده اولادتان را تربيت مى كنيم ) پس آيا در اجر و ثواب با شما شريك نيستيم ؟ حضرت با همه رخسارش روى به اصحاب خود كرد و سپس فرمود: آيا سخن هيچ زنى بهتر از سؤ ال اين زن درباره امر دينيش شنيده ايد؟ عرضه داشتند: يا رسول اللّه ، هيچ احتمال نمى داديم زنى به چنين مطالبى راه پيدا كند، آنگاه رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) متوجه آن زن شد، و سپس به وى فرمود: اى زن برگرد، و به همه زنانى كه اين سؤ ال را دارند، اعلام كن كه همين كه شما به خوبى شوهردارى كنيد، خشنودى او را به دست آوريد، و تابع موافقت او باشد، اجر همه اينها معادل است با اجر همه آنهايى كه براى مردان شمردى ، زن برگشت در حالى كه از شدت خوشحالى مكرر مى گفت : لا اله الا اللّه ، اللّه اكبر.
مؤ لف قدس سره : روايات در اين معنا در جوامع حديث از طرق شيعه و اهل سنت بسيار وارد شده ، و از ميان همه آن روايات زيباتر روايتى است كه مرحوم كلينى در كافى از ابى ابراهيم موسى بن جعفر (عليه السلام ) نقل كرده كه فرمود: (جهاد زن اين است كه نيكو شوهردارى كند)، و از جامع ترين كلمات در اين باره سخنى است كه در نهج البلاغه آمده ، سخنى كه علاوه بر جامعيت مشتمل براءس ‍ اساس تشريع احكام راجع به زنان ، و اين سخن را كافى نيز به سند خ