پنهانى است ، چون هر كسى مى تواند بگويد نماز خوانده ام در حالى كه نخوانده باشد، و اگر بخواهد مى تواند بگويد وضو گرفته ام در حالى كه نگرفته باشد، پس همه اعمال شما نزد خدا محفوظ و خدا ضامن آن است ، و روز تبلى السرائر واقعيت آنها آشكار مى گردد.
و در تفسير قمى در ذيل آيه (فما له من قوه و لا ناصر) آمده : يعنى هيچ نيرويى ندارد كه با آن به سوى خالقش نزديك شود، و هيچ ناصرى ندارد كه اگر خدا عذاب او را بخواهد او را يارى كند.
و باز در همان كتاب است كه در ذيل جمله (و السماء ذات الرجع ) فرمود: يعنى داراى باران و (و الارض ذات الصدع ) يعنى داراى گياه .
و در مجمع البيان در ذيل جمله (انه لقول فصل ) آمده يعنى قرآن بين حق و باطل را از راه روشنگرى هر يك جدايى مى اندازد، و اين معنا از امام صادق (عليه السلام ) روايت شده .
و در الدر المنثور است كه ابن ابى شيبه ، دارمى ، ترمذى ، محمد بن نصر، و ابن انبارى (در كتاب مصاحف )، از حارث اعور روايت كرده اند كه گفت : داخل مسجد شدم و ديدم كه مردم دچار ورطه بگومگوها شده اند، نزد على شدم و جريان را باز گفتم ، از در تعجب پرسيد راستى آنچه نبايد مى كردند كردند؟!
آنگاه فرمود: من از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) شنيدم مى فرمود به زودى فتنه اى به پا مى شود عرضه داشتم چاره خلاصى از آن چيست يا رسول الله ؟ فرمود: تمسك به كتاب خدا، كه در آن خبر امت هاى قبل از شما و مردم بعد از شما و حكم در ما بين شما است ،
كتاب خدا كه جدا ساز حق از باطل است ، همه اش حق است و جدى ، نه شوخى ، هر جبارى كه كتاب خدا را پشت سر اندازد خدا كمرش را مى شكند، و هر كس به پيروى هواى نفسش به دنبال غير قرآن رود خدا گمراهش مى سازد، كتاب خدا حبل متين خدا و ذكر حكيم و صراط مستقيم است ، كتاب خدا بازيچه هواها نمى شود، و دانشمندان از معارفش سير نمى گردند گرونده به آن از هر زبانى كه باشد درباره آن دچار اشتباه نمى شود، و از اينكه دشمنان آن را رد كنند كهنه نمى گردد، و عجائبش تمام شدنى نيست ، قرآن همان كتابى است كه وقتى جن آن را شنيد چاره اى جز اين نديد كه بگويد: (انا سمعنا قرانا عجبا يهدى الى الرشد)، هر كس به حكم قرآن سخن گويد راست گفته ، و هر كس به حكم آن حكم كند عدالت ورزيده ، و هر كس به دستوراتش عمل كند پاداش داده مى شود، و هر كس را به سوى قرآنش بخوانند به صراط مستقيمش هدايت كرده اند.
مؤ لف : قريب به اين معنا از معاذ بن جبل از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) و مختصر آن از ابن مردويه از على (عليه السلام ) نقل شده .بسم اللّه الرحمن الرحيم

سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى (1) الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى (2) وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى (3) وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَى (4) فَجَعَلَهُ غُثَاء أَحْوَى (5) سَنُقْرِؤُكَ فَلَا تَنسَى (6) إِلَّا مَا شَاء اللَّهُ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَخْفَى (7) وَنُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرَى (8) فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَى (9) سَيَذَّكَّرُ مَن يَخْشَى (10) وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى (11) الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَى (12) ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَى (13) قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى (14) وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى (15)‏ بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا (16) وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى (17) إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَى (18) صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى (19)

ترجمه آيات

بنام خداى رحمان و رحيم ، نام پروردگار بلند مرتبه خود را منزه بدار (و در رديف نامهاى ديگرش قرار مده ) (1).
پروردگارى كه اجزاى عالم را از عدم به وجود آورد و هر يك را در جايى قرار داد كه بايد قرار مى داد (2).
و پروردگارى كه هر چيزى را داراى حدود و اندازه اى كرد به طورى كه براى رسيدنش به هدف نهايى از خلقتش مجهز باشد (3).
و پروردگارى كه چراگاه ها از زمين رويانيد (4).
و دوباره خزانش كرد و به صورت خاشاكى سياه در آورد(5).
از نظر حفظ قرآن دلواپس مباش اينقدر برايت مى خوانيم كه ديگر از يادش نبرى (6).
البته به اذن ما از ياد نبرى و گر نه هر چه را كه بخواهد از ياد خواهى برد كه خدا داناى به آشكار و نهان است (7).
و ما در سر هر دو راهى تو را به راه آسان تر دعوت ، سوق مى دهيم و انتخاب آن را به فطرت پاكت الهام مى كنيم (8).
پس تو به كار تذكر دادنت بپرداز البته جايى كه تذكر مفيد باشد (9).
كه به زودى آنها كه از خدا مى ترسند متذكر مى شوند (10).
ولى بدبخت ترين افراد از تذكر تو اعراض مى كنند (11).
بدبخت هايى كه در آتش خواهند سوخت آتشى كه از آتش دنيا سوزنده تر است (12).
چون در آن مرگ و حياتى نيست (13).
محققا هر كس كه خود را تزكيه كند رستگار مى شود (14).
و هر وقت نام خدا را به ياد آورد بلافاصله به نماز بايستد (15).
ولى شما اى مردم ! زندگى دنيا را بر آن رستگارى مقدم مى داريد (16).
با اينكه زندگى آخرت خير محض و فنا ناپذير است (17).
اين سفارش ها در صحف قديم نيز بود (18).
يعنى صحف ابراهيم و موسى (19).

مضمون كلمه سوره مباركه اعلى  

بيان آيات

در اين آيات به توحيد خداى تعالى امر شده ، توحيدى كه لايق به ساحت مقدس او باشد، و نيز به تنزيه ذات متعاليه اش از اينكه نام مقدسش با نامى ديگر ذكر شود، و يا چيزى كه بايد به او مستند شود بغير او نسبت دهند، مثلا كسى ديگر را در خلقت و تدبير و رزق شريك او بدانند، و به رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) وعده تاءييد مى دهد، تاءييد به وسيله علم و حفظ، و نيز وعده مى دهد كه او را از آسان ترين طريق و مناسب ترين راه موفق به تبليغ و دعوت بفرمايد.
و سياق آيات اول سوره سياق آيات مكى است ، و اما ذيل سوره يعنى از جمله (قد افلح من تزكى ...) مورد ترديد است براى اينكه از طرق ائمه اهل بيت و همچنين از طرق اهل سنت رواياتى رسيده كه منظور از (تزكى ) دادن زكات فطره و خواندن نماز عيد است ، و اين را هم مى دانيم كه روزه و توابعش كه يكى زكات فطره است و همچنين نماز عيد، بعد از هجرت در مدينه تشريع شده نتيجه مى گيريم كه آيات ذيل سوره در مدينه نازل شده ، پس سوره مورد بحث مشتمل است بر آيات مكى و مدنى هر دو، و اين با رواياتى كه مى گويد اين سوره مكى است منافاتى ندارد، براى اينكه مى توان آن را حمل كرد به اينكه منظور صدر سوره است .
توضيح معناى اينكه فرود: (سبّح اسم ربّك - نام پروردگارت را تنزيه  كن)

سبح اسم ربك الاعلى

در اين آيه به رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) دستور مى دهد اسم پروردگار خود را تقديس و تنزيه كند، و از اينكه نفرمود پروردگارت را تنزيه كن ، فرمود اسم پروردگارت را تنزيه كن - و ظاهر لفظ اسم كلمه اى است كه بر مسمى دلالت كند - و كلمه هم جايش در زبان است ، مى فهميم كه منظور اين است كه : هر وقت نام پروردگارت را به زبان مى آورى نام چيز ديگرى از قبيل آلهه و شركا و شفعا كه خدا از آن منزه است با آن كلمه به زبان ميار، و نسبت ربوبيت به آنها مده يعنى امورى كه از شوون ربوبيت است و مختص به خداى تعالى است ، از قبيل خلقت ، ايجاد، رزق ، احياء، اماته ، و امثال آن را بغير 