 منافاتى ندارند تا بگوئيم اولى به وسيله دومى نسخ شده ، و اين روشن است ، بلكه به فرضى هم كه منافاتى بود، تازه از باب عام و خاص است ، كه تنافيش ابتدايى است و بعد از تخصيص تنافى به كلى از بين مى رود، يا از باب مطلق و مقيد است ، نه از باب ناسخ و منسوخ ، (و الحمدلله رب العالمين ) در تاريخ سوم فروردين ماه هزار و سيصد و شصت و دو شمسى پايان پذيرفت و انشاءاللّه در همين تاريخ جلد نهم را آغاز نموده ، از خداى عزوجل مسئلت دارم توفيق به اتمام رساندن اين دوره تفسير يعنى جلد نهم و دهم و نوزدهم و بيستم را مرحمت بفرمايد، تا طبق سفارش و تاءكيد مرحوم مؤ لف قدس سره همه چهل جلد به يك قلم ترجمه شده باشد، و نيز از خداى تبارك و تعالى درخواست مى كنم پاداش اين خدمت را در نامه عمل والد بزرگوارم حجة الاسلام و المسلمين مرحوم سيد هادى كروسى المولد و همدانى المسكن و مرحومه والده ام درج فرمايد (سيد محمد باقر موسوى همدانى ).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="236.xml">سوره مبارکه نساء</a><a class="folder" href="258.xml">سوره مبارکه مائده</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="widget:text:237.txt:آیات 77 - 80 (1)">آیات 77 - 80 (1)</a><a class="text" href="widget:text:238.txt:آیات 77 - 80 (2)">آیات 77 - 80 (2)</a><a class="text" href="widget:text:239.txt:آیات 81 - 84">آیات 81 - 84</a><a class="text" href="widget:text:240.txt:آیات 85 - 91">آیات 85 - 91</a><a class="text" href="widget:text:241.txt:آیات 92 - 94">آیات 92 - 94</a><a class="text" href="widget:text:242.txt:آیات 95 - 100 (1)">آیات 95 - 100 (1)</a><a class="text" href="widget:text:243.txt:آیات 95 - 100 (2)">آیات 95 - 100 (2)</a><a class="text" href="widget:text:244.txt:آیات 101 - 104">آیات 101 - 104</a><a class="text" href="widget:text:245.txt:آیات 105 - 126 (1)">آیات 105 - 126 (1)</a><a class="text" href="widget:text:246.txt:آیات 105 - 126 (2)">آیات 105 - 126 (2)</a><a class="text" href="widget:text:247.txt:آیات 105 - 126 (3)">آیات 105 - 126 (3)</a><a class="text" href="widget:text:248.txt:آیات 127 - 134">آیات 127 - 134</a><a class="text" href="widget:text:249.txt:آیه 135">آیه 135</a><a class="text" href="widget:text:250.txt:آیات 136 - 147 (1)">آیات 136 - 147 (1)</a><a class="text" href="widget:text:251.txt:آیات 136 - 147 (2)">آیات 136 - 147 (2)</a><a class="text" href="widget:text:252.txt:آیات 148 - 149">آیات 148 - 149</a><a class="text" href="widget:text:253.txt:آیات 150 - 152">آیات 150 - 152</a><a class="text" href="widget:text:254.txt:آیات 153 - 169 (1)">آیات 153 - 169 (1)</a><a class="text" href="widget:text:255.txt:آیات 153 - 169 (2)">آیات 153 - 169 (2)</a><a class="text" href="widget:text:256.txt:آیات 170 - 175">آیات 170 - 175</a><a class="text" href="widget:text:257.txt:آیه 176">آیه 176</a></body></html>(الحمداللّه والصلاة على رسول اللّه و على آله آل اللّه و اللعن على اعداء اللّه .)

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّواْ أَيْدِيَكُمْ وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِيقٌ مِّنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً وَقَالُواْ رَبَّنَا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتَالَ لَوْلا أَخَّرْتَنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ قُلْ مَتَاعُ الدَّنْيَا قَلِيلٌ وَالآخِرَةُ خَيْرٌ لِّمَنِ اتَّقَى وَلاَ تُظْلَمُونَ فَتِيلاً (77) 
أَيْنَمَا تَكُونُواْ يُدْرِككُّمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنتُمْ فِي بُرُوجٍ مُّشَيَّدَةٍ وَإِن تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُواْ هَـذِهِ مِنْ عِندِ اللّهِ وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُواْ هَـذِهِ مِنْ عِندِكَ قُلْ كُلًّ مِّنْ عِندِ اللّهِ فَمَا لِهَـؤُلاء الْقَوْمِ لاَ يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثاً (78) 
مَّا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللّهِ وَمَا أَصَابَكَ مِن سَيِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِكَ وَأَرْسَلْنَاكَ لِلنَّاسِ رَسُولاً وَكَفَى بِاللّهِ شَهِيداً (79)‏
مَّنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللّهَ وَمَن تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً (80)


ترجمه آيات
مگر نديدى آن عده اى را كه در روزگارى كه قتال با كفار صادر نشده بود آرزوى صدورش را مى كشيدند و تو، به ايشان مى گفتى : زنهار مبادا دست به شمشير زنيد، بلكه همچنان نماز بخوانيد و زكات بدهيد تا استخوان بندى اسلام محكم گردد، ولى همين كه محكم شد و فرمان قتال صادر گرديد جمعى از آنان دچار وحشت شدند، همان قدر كه از خدا مى ترسيدند بلكه بيشتر از آن از مردم كفار ترسيدند و گفتند: پروردگارا چرا
جنگ را بر ما واجب كردى ؟ و چه مى شد اين دو روزه زندگى ما را به حال خود مى گذاشتى ؟
بگو زندگى دنيا اندك و همان دو روزى است كه گفتيد و زندگى آخرت براى كسى كه تقوا پيشه كند بهتر است و شما حتى به مقدار تحك هسته خرما ستم نخواهيد شد (77).
هر جا كه باشيد مرگ شما را در مى يابد هر چند كه در بناهاى استوار و ريشه دار باشيد اگر به آنان خيرى برسد مى گويند: اين از جانب خدا است و اگر شرى به آنها برسد مى گويند: اين شر از تو است ، بگو همه از جانب خدا است ، اين گروه چه مرضى دارند كه به هيچ وجه بنا ندارند چيزى (و از آن جمله مطلبى به اين سادگى ) را بفهمند (78).
آنچه از خوبى ها به تو برسد از طرف خداوند است و آنچه از بدى ها برسد از خود تو است و ما تو را به عنوان رسولى به سوى مردم گسيل داشتيم و در شهادت بر حقانيت رسالت تو خدا كافى است (79).
كسى كه رسول را اطاعت كند، خدا را اطاعت كرده و كسى كه روى بگرداند بايد بداند كه ما تو را به نگهبانى آنان نفرستاده ايم (80).

بيان آيات

اين آيات متصل به آيات قبل مى باشند و همه يك سياق دارند و يك هدف را تعقيب مى كنند. و اين آيات مشتمل است بر استشهاد به وضع طائفه اى ديگر از مؤ منين كه ايمانشان ضعيف است ، و در آن اندرز و تذكرى هم هست به اينكه دنيا ناپايدار و نعمت هاى آخرت پايدار و دائمى است ، و نيز در اين آيات حقيقتى از حقائق قرآنى را در خصوص حسنات و سيئات بيان فرموده است .
ملامت افراد ضعيف از مسلمين كه به حكم قتال اعتراض نمودند، و پاسخ به آنها

الم تر الى الذين قيل لهم ... او اشد خشية

كلمه (كف الايدى - دست نگه داشتن ) كنايه است از خوددارى از جنگ ، چون قتلى كه در كارزار اتفاق مى افتد به وسيله دست انجام مى شود، و اين گفتار دلالت دارد بر اينكه مؤ منين در صدر اسلام و در آغاز امر از تعدى ها و ستم ها كه از كفار مى ديدند سخت در فشار بودند، و از اينكه اجازه نداشتند با دشمنان بجنگند، و همچنان از كفار تو سرى بخورند، و ظلم ببينند ناراحت بودند، لذا خدا اين آيه به آنان دستور مى دهد كه دست به شمشير نبرند، و همچنان به اقامه شعائر دين (نماز و زكات ) بپردازند تا استخوان بندى دين محكم شود، و نيروى مقابله با كفار را پيدا كنند، آن وقت است كه خداى تعالى به آنان اجازه جهاد خواهد داد و اگر صبر نكنند، به همين امروز كه روز ضعف دين است دست به شمشير ببرند، ساختمان دين متلاشى و اركانش منهدم و اجزاى آن متلاشى مى شود. بنابراين در اين آيات مسلمانان را ملامت مى كند از اينكه آن روزى كه اسلام ضعيف بود، دائم چون و چرا مى كردند، كه چرا به ما اجازه قتال داده نمى شود؟ ولى
همين كه اسلام نيرو گرفت ، و مسلمانان ماءمور به قتال شدند، طائفه اى از آنان از كفار به همان مقدار كه از خدا مى ترسيدند و بلكه بيش 