 دستور داده اند، در حقيقت خواسته اند طهارت از قذارتهايى كه صورت و دست و پاى انسان در اشتغال به امور دنيا به خود مى گيرد مجسم و ممثل كرده باشند.
(و ذكر اسم ربه فصلى ) - ظاهرا مراد از (ذكر نام خدا)، ذكر زبانى و مراد از (صلوه ) همان نماز معمولى و توجه خاص ‍ عبودى است كه در اسلام تشريع شده .
و اين دو آيه به حسب ظاهر مدلولى كه دارند نسبت به همه مصاديق طهارت كه برايت شمرديم عموميت دارد، ولى از نظر روايات وارده از ائمه اهل بيت (عليهم السلام ) تنها درباره زكات فطره و نماز عيد نازل شده ، روايات وارده از طرق اهل سنت هم همين را مى گويد.

بل توثرون الحيوه الدنيا

مصدر (ايثار) كه فعل (توثرون ) از آن مشتق است به معناى برگزيدن و انتخاب كردن و ترجيح دادن است . در اين آيه از مطلب قبلى اعراض و خطاب را به عموم بشر نموده ، مى فرمايد حقيقت همان است كه گفتيم كه رستگارى در تزكى و ياد پروردگار است ، و ليكن شما انسانها در پى پاك شدن نيستيد، و بر اساس دعوتى كه طبع بشرى شما دارد شما را به تعلق تام به دنيا و اشتغال به تعمير آن و ترجيح آن بر زندگى آخرت مى خواند.
بعضى از مفسرين گفته اند: خطاب در آيه به خصوص كفار است ، و به هر حال چه به عموم بشر باشد و چه به خصوص كفار، سياق كلام ، سياق عتاب است ، و التفات از غيبت (هر كس تزكى كند رستگار مى شود) به خطاب (شما چنين و چنان مى كنيد) براى تاءكيد به مطلب ، و رو در رو سخن گفتن است .

و الاخره خير و ابقى

كلمه (ابقى - باقى تر) معمولا در مقايسه بين دو چيز استعمال مى شود كه عمر يكى بلندتر از ديگرى باشد، مى گويند اين باقى تر و بادوام تر است ، و زندگى آخرت چنين نيست كه از زندگى دنيا بادوام تر باشد، بلكه زندگى آخرت الى الابد باقى است ، پس اين سؤ ال پيش مى آيد كه چرا در اين آيه فرموده زندگى آخرت باقى تر و بهتر است . جواب اين است كه : مقام آيه مقام ترجيح دادن يكى از دو زندگى دنيا و آخرت بر ديگرى است ، و در اين ترجيح همين مقدار كافى است كه آخرت خوب تر و باقى تر نسبت به دنيا باشد، و براى ترجيح لازم نيست كه زندگى آخرت ابدى هم باشد، هر چند كه ابدى و باقى هم هست .

ان هذا لفى الصحف الاولى صحف ابراهيم و موسى

كلمه (هذا) اشاره است به مطلبى كه از آيه (قد افلح من تزكى ) تا تمام چهار آيه بيان مى كرد، مى فرمايد آنچه گفته شد در صحف اولى هم گفته بوديم .
ولى بعضى از مفسرين گفته اند كلمه مذكور اشاره است به مضمون آيه اخرى كه مى فرمود: (آخرت بهتر و باقى تر است ).
بعضى از مفسرين در اين آيه گفته اند قرآن كريم نخست فرموده اين مطالب در صحف اولى بود، و بعد آن را بيان نموده ، مى فرمايد: منظورم صحف ابراهيم و موسى است ، و اينكه اين اجمال و تفصيل احترام و بزرگداشتى از آن صحف است بر كسى پوشيده نيست .
بحث روايتى  
(رواياتى در ذيل آيات : (سبّح اسم ربك الاعلى )، (سنقرئك فلاتنسى )، (قذ افلح من تزّكى ) ودرباره صحف اولى ) 
در تفسير عياشى از عقبه بن عامر جهنى روايت آورده كه گفت : وقتى آيه (فسبح باسم ربك العظيم ) نازل شد، رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) فرمود: اين ذكر را در ركوع خود بگوييد، و چون آيه (سبح اسم ربك الاعلى ) نازل شد فرمود: اين ذكر را در سجده خود بگوييد.
مؤ لف : اين روايت را سيوطى هم در الدر المنثور از احمد وابى داوود و ابن ماجه و ابن منذر و ابن مردويه ، از عقبه از آن جناب نقل كرده است .
و در تفسير قمى فرموده : (سبح اسم ربك الاعلى ) يعنى بگو (سبحان ربى الاعلى ) و در ذيل آيه (الذى خلق فسوى و الذى قدر فهدى ) فرموده : مقدر فرموده اشياء را با تقدير اول ، سپس هدايت كرده بسويش هر كه را مى خواهد.
و در تفسير قمى در ذيل آيه شريفه (والذى اخرج المرعى ) آمده كه منظور از مرعى نبات است ، و منظور از جمله (غثاء احوى ) اين است كه همان نيات بعد از رسيدن به حد بلوغش خشك و سياه مى شود.
و در الدر المنثور آمده كه ابن مردويه از ابن عباس روايت كرده كه گفت : رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) دائما قرآن را بياد مى آورد، از ترس اينكه مبادا فراموشش كند، تا آنكه به او وعده دادند كه ما حل اين مشكلت را عهده دار شديم ، و اين آيه نازل شد: (سنقرئك فلا تنسى ).
و در كتاب فقيه آمده كه شخصى از امام صادق (عليه السلام ) پرسيد معناى آيه (قد افلح من تزكى ) چيست ؟ فرمود: اين است كه هر كس زكات فطره بدهد رستگار مى شود. پرسيد معناى آيه و ذكر اسم ربه فصلى چيست ؟ فرمود اين است كه (براى نماز عيد) به سوى (جبانه ) برود و نماز بخواند و منظور از جبانه ، صحرا است .
اين معنا از حماد از جرير از ابو بصير و زراره از آن جناب نيز نقل شده . و قمى آن را بدون ذكر سند و بدون نام آن جناب بلكه به تعبير (از آن جناب ) آورده است .
و در الدر المنثور است كه ابن مردويه از ابو سعيد خدرى روايت كرده كه گفت : رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) همواره در روزهاى عيد فطر قبل از رفتن به مصلى فطره را تقسيم مى كرد و اين آيه را مى خواند: (قد افلح من تزكى و ذكر اسم ربه فصلى ).
مؤ لف : و نيز در اين معنا كه دو آيه مورد بحث درباره زكات فطره و نماز عيد نازل شد به دو طريق از ابو سعيد روايت شده ، البته روايتى موقوف به اين معنى كه نام معصوم در آن ذكر نشده است . و همچنين به دو طريق از ابن عمر، و به دو طريق از نائله بن اصقع ، و به دو طريق از ابى العاليه ، و به دو طريق از عطاء، و به دو طريق از محمد بن سيرين ، و به دو طريق از ابراهيم نخعى روايت آورده ، و همچنين از عمرو بن عوف از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) روايت كرده .

و در خصال از عتبه بن عمرو ليثى از ابوذر روايت كرده كه در ضمن حديثى گفت از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) پرسيدم : يا رسول اللّه (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) از آنچه خداى تعالى درباره دنيا بر تو نازل كرده كدامش در صحف ابراهيم و موسى بوده ، فرمود: اى اباذر بخوان (قد افلح من تزكى و ذكر اسم ربه فصلى بل توثرون الحيوه الدنيا و الاخره خير و ابقى ان هذا لفى الصحف الاولى صحف ابراهيم و موسى )، و خلاصه آنچه در صحف ابراهيم و موسى بوده مضمون همين چهار آيه قبل بوده كه مى فرمايد: (هر كس زكات دهد و نماز بخواند رستگار شده است ، ولى شما مردم زندگى دنيا را بر آخرت ترجيح مى دهيد، با اينكه آخرت بهتر و باقى تر است ).
مؤ لف : همين حديث مؤ يد گفته ما است ، كه گفتيم كلمه (هذا) اشاره است به مجموع چهار آيه .
و در بصائر به سند خود از ابو بصير روايت كرده كه گفت : امام صادق (عليه السلام ) فرمود آن صحفى كه خداى تعالى در آيه (صحف ابراهيم و موسى ) نام مى برد، نزد ما است ، پرسيد: آيا صحف نامبرده به صورت الواح است ؟ فرمود: آرى .
مؤ لف : اين روايت را به طريقى ديگر از ابو بصير از آن جناب نقل كرده . و ظاهرا مراد از الواح بودن صحف اين باشد كه صحف نامبرده همان تورات باشد كه قرآن كريم در چند جا از آن تعبير به الواح كرده نظير آيه (و كتبنا له فى الالواح من كل شى ء)، و نيز آيه و القى الالواح ، و آيه اخذ الالواح .
روايتى درباره عدد انبياء الهى و كتب و صحيفه هاى آنها 
و در مجمع الب