فه اول بخواند (و بايستد تا آنان دو ركعت ديگر را خود بخوانند و سلام دهند و در جاى طايفه دوم قرار بگيرند ) آنگاه ركعت ديگرش را با طايفه دوم بخواند (تا آخر حديث ).
و در تهذيب به سند خود از زراره روايت كرده كه گفت : از امام باقر ابى جعفر (عليه السلام ) از نماز خوف و نماز سفر پرسيدم ، كه آيا هر دو شكسته مى شود؟ فرمود: بلى و نماز خوف به شكسته شدن سزاوارتر از نماز سفر است ، چون در سفر، خوفى در بين نيست .
رواياتى در ذيل آيه (فليس عليكم جناح اءن تقصروا من الصلاة )
و در كتاب فقيه شيخ صدوق (عليه الرحمه ) به سند خود از زراره و محمد بن مسلم روايت كرده كه هر دو گفتند: به امام باقر ابى جعفر(عليه السلام ) عرضه داشتيم : چه مى فرمائيد درباره نماز در سفر؟ چگونه بايد آن را خواند ؟ و چند ركعت بايد خواند؟ فرمود: خداى عزّوجلّ مى فرمايد: ( و اذا ضربتم فى الارض فليس عليكم جناح ان تقصروا من الصلوة ) و به حكم اين آيه شكستن نماز در سفر واجب شد، همانطور كه تمام خواندنش در حضر (منزل ) واجب است .
مى گويند: عرضه داشتيم : آيه شريفه نفرموده كه (افعلوا چنين كنيد بلكه فرموده : (حرجى بر شما نيست اگر نماز را بشكنيد)، و اين عبارت وجوب را نمى رساند، بلكه مى رساند كه مسافر مى تواند نماز را بشكند. جناب عالى چگونه وجوب را از آن استفاده كرديد و مى فرمائيد: شكستن نماز در سفر واجب است ، همانطور كه تمام خواندنش در حضر واجب است ؟.
حضرت در پاسخ فرمود: مگر خداى عزّوجلّ نفرموده :( انّ الصّفا و المروة من شعائر اللّه فمن حجّ البيت او اعتمر فلا جناح عليه ان يطّوّف بهما) با اينكه مى دانيد كه طواف بين صفا و مروه واجب است ، چون هم خداى تعالى آن را در كتابش ذكر كرده و هم پيامبرش آن را عمل كرده ، تقصير در نماز سفر نيز همينطور است . هم خداى تعالى در كتاب مجيدش ذكر كرده و هم رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) عملا آن را پياده كرده است .
مى گويند: عرضه داشتيم : حال اگر كسى در سفر، چهار ركعتى بخواند، بايد اعاده كند يا نه ؟ فرمود: اگر آيه تقصير را خوانده و برايش ‍ تفسير شده و با اين حال چهار ركعتى خوانده ، بايد نمازش را دوباره بخواند، و اگر نخوانده و يا اگر خوانده معنايش را نفهميده ، اعاده بر او لازم نيست .
و نمازها همه اش در سفر دو ركعتى است ، همه نمازها الا نماز مغرب ، كه در سفر نيز سه ركعت است و شكسته نمى شود، چون رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) آن را در سفر و حضر سه ركعتى باقى گذاشت . (تا آخر حديث )
و در درالمنثور است كه ابن ابى شبيه در وعبدبن حميد و مسلم وابوداود، و ترمذى نسائى وابن ماجه و ابن جارود و ابن خزيمه و طحارى و ابن جرير و ابن منذر و ابن ابى حاتم و نحاس (در ناسخ خود) و ابن حبان همگى از يعلى بن اميه روايت آورده اند كه گفت : من از عمر بن خطاب پرسيدم : آيه شريفه :( ليس عليكم جناح ان تقصروا من الصّلوه ان خفتم ان يفتنكم الّذين كفروا) شكستن نماز را مخصوص خوف دانسته و امروز مردم خوفى ندارند، ديگر چرا بايد نماز را شكسته بخوانند؟
معمر گفت : من نيز همين تعجب تو را كردم و علت آن را از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) جويا شدم . فرمود: تعبير به ( لا جناح عليكم ) براى اين است كه بفهماند اين حكم تصدق و ارفاقى است از ناحيه خدا به شما مسلمين . و اما اينكه واجب است نماز شكسته شود براى اين است كه قبول تصدق خدا واجب است ، پس صدقه خدا را قبول كنيد (و در سفر نماز را تمام نخوانيد).
و در همان كتاب است كه عبدبن حميد و نسائى و ابن ماجه و ابن حبان و بيهقى در كتاب سنن خود از اميه بن عبد اللّه بن خالد بن اسد روايت آورده كه از پسر عمر پرسيده است : آيا به نماز شكسته راى مى دهى ؟ با اينكه ما تنها نماز خوف را در قرآن مى بينيم و اما نماز مسافر را نمى يابيم . پسر عمر گفت : اى برادر زاده ، خداى تعالى محمد (صلى اللّه عليه و آله ) را وقتى فرستاد كه ما هيچ چيزى نمى دانستيم ، ناگزير ما آنچه مى كنيم ، طبق عمل رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) مى كنيم ، بايد ببينيم آن جناب چه مى كرده و شكستن نماز در سفر سنتى است كه آن را رسول خدا باب كرده است .
و در همان كتاب است كه ابن ابى شيبه و ترمذى (وى حديث را صحيح دانسته ) و نسائى از ابن عباس روايت كرده اند كه گفت : ما در بين راه مكه و مدينه نماز را شكسته خوانديم با اينكه ايمن بوديم و هيچ خوفى نداشتيم . و نيز در همان كتاب آمده كه ابن ابى شيبه و احمد و بخارى و مسلم و ابو داود و ترمذى و نسائى از حارثه بن وهب خزاعى روايت كرده اند كه گفت : من نماز ظهر و عصر را در منا با جمعيتى بسيار زياد و با امنيتى كامل به رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) اقتدا كردم ، و آن جناب دو ركعتى خواند.
دو روايت در معناى (ان الصلوة كانت على المؤ منين كتابا موقوتا)
و در كافى به سند خود از داود بن فرقد روايت كرده كه گفت : من از امام صادق (عليه السلام ) از معناى آيه :( انّ الصّلوة كانت على المؤ منين كتابا موقوتا) پرسيدم فرمود:( كتاباا موقوتا به معناى كتاب ثابت است و اگر اندكى نماز را جلوتر و عقب تر خوانده باشى ضررى به تو نمى رساند، مادامى كه سر به اضاعه نماز در نياورد و مصداق آيه :( اضاعوا الصّلوة و اتّبعوا الشّهوات فسوف يلقون غيا) واقع نشده باشى .
مؤ لف : اين روايت اشاره به اين معنا دارد كه نمازهاى پنجگانه از نظر وقت موسّع اند و هر يك وقتى ممتد دارد، رواياتى ديگر نيز بر اين معنا دلالت دارد. و در تفسير عياشى از محمد بن مسلم ، از يكى از دو امام باقر و صادق (عليهما السلام ) روايت كرده كه درباره نماز مغرب در سفر فرمود: اگر ساعتى تاءخير بيفتد ترك نمى شود، اگر بخواهى مغرب و عشا را در زمان عشا مى خوانى و اگر بخواهى مى توانى ساعتى به دنبال كارت بروى تا شفق از بين برود - آن وقت بخوانى . چون رسول خدا (صلى اللّه عليه وآله و سلم ) نيز نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا را با هم خواند و گاهى زودتر، يعنى اول وقت مى خواند و گاهى تاخير مى انداخت .
خداى تبارك و تعالى نيز كه مى فرمايد:( انّ الصّلوة كانت على المؤ منين كتابا موقوتا منظورش همين است كه نماز وقتى وسيع دارد و جز اين منظورى ندارد زيرا اگر آنطور بود كه اهل تسنن ادعا مى كنند، هرگز رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) آنطور كه در بالا نقل كرديم نماز نمى خواند، يعنى نماز را از وقتش تاخير نمى انداخت . چون رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) از هر ك س ديگرى عالم تر و باخبرتر به احكام دين است . و اگر آنطور كه آنها مى گويند بهتربود محمد رسول اللّه به آن دستور مى داد.
در جنگ صفين هم مردمى كه در ركاب اميرالمؤ منين (عليه السلام )، بودند نظير جريان زمان رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) پيش ‍ آمد، مردم نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا را نتوانستند بخوانند، حضرت دستور داد، سواره ها و پياده ها به جاى نماز تكبير بگويند و لا اله الا اللّه و تسبيح به زبان آورند و آنگاه آن حضرت تمسك كردند به كلام خداى عزّوجلّ كه مى فرمايد:( فان خفتم فرجالا او ركبانا) مردم به دستور اميرالمؤ منين (عليه السلام ) چنين كردند.
مولف : 