 آيه مورد بحث سخن از سخنان سرى داشت و جا داشت در آيه بعدى بفرمايد: (و هر كس به همفكر خود بر سر دشمنى با رسول و مشاقه با آن جناب (نجوا) كند، چنين و چنانش مى كنيم ) ولى اينطور نفرمود، بلكه مطلب را عموميت داده فرمود: (و هر كس با رسول دشمنى كند چنين و چنانش مى كنيم ) چه اينكه اين مشاقه و دشمنى به طريق نجوا باشد و چه به طرق ديگر0
و ظاهر استثناى : (الا من امر بصدقه او معروف ) اين است كه استثنائى منقطع باشد0 (يعنى مستثناء قبل از استثناء داخل در جمعيت مستثناء نبوده ) در نتيجه كلمه (الا) معناى (ليكن ) را مى دهد، و معناى آيه چنين مى شود: (هيچ خيرى در سخنان بيخ گوشى آنان نيست ، و ليكن كسى كه امر به صدقه يا معروف يا اصلاح بين مردم مى كند، در اين امر كردنش خير هست ).
در اينجا دو سوال مطرح مى شود: يكى اينكه چرا دعوت بيخ گوشى به خير را امر خواند؟
جوابش اين است كه اين از قبيل استعاره است .
سوال دوم اينكه خداى تعال ى خيرى را كه صاحب نجوا بدان امر مى كند سه چيز دانسته : يا صدقه ، و يا معروف ويا اصلاح بين مردم 0 با اينكه صدقه خود يكى از مصاديق معروف است و با آوردن كلمه معروف احتياج به ذكر صدقه نبود0
جوابش اين است : ذكر خاص با وجود عام ، عنايت زايدى نسبت به خاص را مى رساند، در اينجا نيز آوردن كلمه صدقه مى فهماند كه صدقه فرد كامل معروف است و در احتياجش به سخنان سرى طبعا نيازمندتر به نجوا است و غالب موارد همينطور است .

و من يفعل ذلك ابتغاء مرضات اللّه ...

در اين جمله حال نجوا را به بيانى ديگر و از نقطه نظر آثار يعنى مثوبت و عقوبت تفصيل مى دهد0 تا به اين وسيله وجه خير بودن آنچه از نجوا كه خير است و وجه خير نبودن آنچه كه خير نيست را روشن مى سازد0
و حاصل مفادش اين است كه : نجوا دو قسم است : يكى نجواى كسى كه منظورش از آن به دست آوردن خشنودى خداى تعالى است كه خواه ناخواه نجواى او يا با عنوان معروف منطبق است ، و يا با عنوان اصلاح بين مردم 0البته معروف و اصلاحى كه به خاطر رضاى خدا صورت بگيرد كه چنين نجوائى را خداى تعالى با اجرى عظيم پاداش مى دهد0
قسم دوم نجوائى كه منظور توطئه چينى عليه رسول خدا و اتخاذ طريقى غير طريق مؤ منين صورت بگيرد0 كه خداى سبحان صاحبان چنين نجوائى را املاء و استدراج مى كند0 يعنى انواع برخورداريهاى مادى را در اختيارشان مى گذارد تا همه گناهان را مرتكب شوند، و در آخر به دوزخ شوند كه بد سرانجامى است .
مراد از (سبيل المؤ منين ) كه از اتباع غير آن نهى شده ، اطاعت ازرسول الله (ص ) است 

و من يشاقق الرسول من بعد ما تبين له الهدى و يتبع غير سبيل المؤ منين 

مصدر (مشاقه ) و (شقاق ) مصدر باب مفاعله از ماده (شق ) است كه به معناى قطعه جدا شده از چيزى است . (مثلا مى گويند اين شاخه افتاده ، شقى از آن درخت است ).
پس مشاقه و شقاق اين است كه تو در يك شقى قرار بگيرى ، و طرف مقابلت در شق ديگر0 و اين كنايه است از مخالفت و طرفيت .
و بنابراين ، مشاقه كردن با رسول خدا، آن هم بعد از آنكه راه هدايت روشن و مشخص شده 0 معنائى جز مخالفت كردن با رسول ، و از اطاعتش سر پيچى كردن ندارد0
و بنابراين ، جمله (و يتبع غير سبيل المؤ منين ) بيان ديگرى است براى مشاقه با رسول (صلى اللّه عليه وآله و سلم ) و مراد از سبيل مؤ منين اطاعت رسول است 0 چون اطاعت رسول ، اطاعت خداى تعالى است ، همچنانكه خود خداى تعالى فرمود: (و من يطع الرسول فقد اطاع اللّه )0
پس سبيل مؤ منين بدان جهت كه بر ايمان به خدا اجتماع كرده جامعه اى تشكيل مى دهد، همان اجتماع بر اطاعت خدا و رسول است 0 و اگر خواستى مى توانى بگوئى راه مؤ منين عبارت است از اجتماع بر اطاعت رسول 0 چون حافظ وحدت سبيل مؤ منين همان اطاعت رسول (صلى اللّه عليه و آله ) است ، همچنانكه قرآن كريم در جاى ديگر فرموده : (و كيف تكفرون و انتم تتلى عليكم آيات اللّه و فيكم رسوله و من يعتصم باللّه فقد هدى الى صراط مستقيم يا ايها الذين آمنوا اتقوا اللّه حق تقاته و لا تموتن الا و انتم مسلمون و اعتصموا بحبل اللّه جميعا و لا تفرقوا).
اين معنا در سابق آنجا كه اين آيه را تفسير مى كرديم يعنى جلد سوم عربى اين كتاب گذشت .
و نيز فرموده : (و ان هذا صراطى مستقيما فاتبعوه و لا تتبعوا السبل فتفرق بكم عن سبيله ذلكم وصيكم به لعلكم تتقون ).
و وقتى به حكم اين آيات راه خدا عبارت است از راه تقوا و مؤ منين عبارتند از كسانى كه به سوى اين راه دعوت شده اند0 در نتيجه سبيل اين مؤ منين در حالى كه اجتماعى تشكيل داده اند عبارت است از سبيل تعاون بر تقوا، همچنانكه فرمود: (تعاونوا على البر و التقوى و لا تعاونوا على الاثم و العدوان ).
و اين آيه بطورى كه ملاحظه مى كنيد از معصيت خداى تعالى و شق عصاى اجتماعى اسلام و يا به عبارتى ايجاد تفرقه در آن را نهى مى كند، و اين همان است كه گفتيم معناى سبيل مؤ منين است .
پس معناى آيه مورد بحث كه مى فرمايد: (و من يشاقق الرسول من بعد ما تبين له الهدى و يتبع غير سبيل المؤ منين ...).
به معناى آيه زير برگشت مى كند كه مى فرمايد: (يا ايها الذين آمنوا اذا تناجيتم فلا تتناجوا بالاثم و العدوان و معصيت الرسول و تناجوا بالبر و التقوى ).

نوله ما تولى

يعنى ما با او همان معامله مى كنيم كه او و اعمال او اقتضاى آن را دارد و او را طبق خواسته اش كه همان پيروى غير سبيل مؤ منين است يارى و مساعدت مى كنيم 0
اين معنا را قرآن كريم در جاى ديگر خاطر نشان ساخته ، مى فرمايد: (كلا نمد هولاء و هولاء من عطاء ربك ، و ما كا ن عطاء ربك محظورا).

و نصله جهنم و ساءت مصيرا

اين جمله به وسيله حرف (واو) عطف شده به جمله قبلى و همين خود دلالت دارد بر اينكه هر دو معامله با افراد مورد بحث مى شود، هم (نوله ما تولى ) و هم (اصلاء در جهنم )0 و نيز دلالت دارد بر اينكه هر دومعامله يكى است ، يك امر الهى است كه قسمتى از آن - كه قسمت آغاز آن باشد - در دنيا جريان مى يابد و آن مساله (توليت ما تولى ) است . و قسمت ديگرش در آخرت بروز مى كند و آن مساله (اصلاء در جهنم ) است 0كه بد بازگشت گاهى است .
مشاقه و دشمنى با رسول الله (ص ) شرك به خداى عظيم است 

ان اللّه لا يغفر ان يشرك به ...

 ظاهر اين آيه اين است كه مى خواهد جمله :(نوله ما تولى و نصله جهنم ...) را كه در آيه قبل بود تعليل كند، البته اين بنا بر اين است كه آيات به يكديگر اتصال داشته باشند و در اين صورت آيه دلالت مى كند بر اينكه مشاقه و دشمنى با رسول ، شرك به خداى عظيم است و اينكه خداى تعالى اين گناه را كه به وى شرك بورزند نمى آمرزد و اى بسا اين معنا از آيه شريفه زير نيز استفاده شود كه مى فرمايد: (ان الذين كفروا و صدوا عن سبيل اللّه و شاقوا الرسول من بعد ما تبين لهم الهدى لن يضروا اللّه شيئا و سيحبط اعمالهم 0 يا ايها الذين آمنوا اطيعوا اللّه و اطيعوا الرسول و لا تبطلوا اعمالكم 0 ان الذين كفروا و صدوا عن سبيل اللّه ثم ماتوا و هم كفار فلن يغفر اللّه لهم ).
چون ظاهر آيه سوم اين است كه مى خواهد مضمون آيه دوم كه به اطاعت خدا و اطاعت كردن از رسول امر مى كند را تعليل كند0 در نتيجه بف