ت و ما در بيان سابق خود معناى اين روايت را آورديم 0
و در تفسير عياشى از حريز از بعضى رجال شيعه از يكى از دو امام يعنى باقر و صادق (عليهما السلام ) روايت آمده كه فرمود: آن روزها كه امير المؤ منين (عليه السلام ) در كوفه بود، مردمى به حضورش آمدند و عرضه داشتند ! براى ما پيشنمازى معين كن كه در ماه مبارك رمضان به او اقتداء كنيم ، حضرت فرمود: لازم نيست و آنان را نهى كرد از اينكه در ماه رمضان جمع شوند، مردم نامبرده عصر آن روز دور هم جمع شدند و براى ماه رمضان ، مجلس بر پا كردند و مرثيه خوانى كردند، وارمضانا گفتند، حارث اعور با جمعى نزد امير المؤ منين آمده ، عرضه داشتند: مردم به گريه و شيون در آمدند و سخن تو سخت آنان را ناخوش آمده ، حضرت فرمود: حال كه چنين است به حال خود واگذارشان كنيد، هر كس را كه خواستند خود امام جماعت خودشان كنند، آنگاه استشهاد كرد به آيه شريفه : (و من يتبع غير سبيل المؤ منين نوله ما تولى و نصله جهنم و ساءت مصيرا) كه ترجمه اش گذشت .
فرمايشات گهر بار پيامبر اكرم (ص ) در سرزمين تبوك 
و در تفسير درالمنثور در ذيل جمله : (و من اصدق من اللّه قيلا...) آمده كه بيهقى در كتاب دلائل از عقبه بن عامر روايتى نقل كرده كه عقبه در آن ، ماجراى رفتن رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) به سوى جنگ تبوك را نقل مى كند و در آن آمده كه رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) صبح هنگام به تبوك رسيد، خداى را حمد و ثنا گفت ، ثنائى كه خدا اهل آن باشد آنگاه فرمود:
بعد از حمد و ثناى خداى تعالى به شما مردم مى گويم : كه راست ترين سخن ، كتاب خدا است و محكم ترين دست آويز كلمه تقوا است و بهترين كيش ، كيش و مذهب ابراهيم (عليه السلام ) است و بهترين سنت و روش سنت محمد (صلى اللّه عليه و آله ) است و شريف ترين گفتار ذكر خدا است و زيباترين داستان ها همين قرآن است و بهترين امور آن است كه اساس دينى داشته باشد، امورى كه سهل انگارى در آن روا نيست و بدترين آن امرى است كه بشر به دست خود بدعت نهاده باشد و بهترين هدايت ها، هدايت انبياء و شريف ترين مردنها، كشته شدن شهدا و كورترين كورى ها، كورى آن كسى است كه بعد از هدايت گمراه شود و بهترين علم ها آن علمى است كه نافع باشد و بهترين هدايت ها آن هدايتى است كه پيروى گردد و بدترين ضلالت ها و كورى ها، كورى دلها است ، هان اى مردم دست دهنده بهتر است از دست گيرنده (دست فوق بهتر است از دست زير) و (از بهره هاى مادى ) آنچه اندك و كافى باشد بهتر است از بسيارى كه آدمى را به خود مشغول ساخته ، از سعادت واقعيش باز بدارد و بدترين معذرت ها، معذرت در هنگام رسيدن مرگ است و بدترين ندامت ها، پشيمانى روز قيامت است و بعضى از مردمند كه به نماز نمى آيند مگر در اواخرش و بعضى از آنان كسى است كه به ياد خدا نمى افتد مگر به لقلقه زبان ، و بزرگترين خطاها، خطائى است كه با زبان دروغگو انجام مى شود و بهترين بى نيازى ها، بى نيازى دل است و بهترين توشه ها تقوا و سر منشا حكمت ترسيدن از خداى عزوجل است و بهتر چيزى كه در دلها جاى بگيرد و دل آن را عظيم بداند يقين است و شك و ترديد از كفر است و نوحه سرائى كردن از رسوم جاهليت است و آنچه از غنيمت جنگى كه سرقت شود، تلى از سنگ در دوزخ تشكيل مى دهد و درهم و دينارى كه گنجينه شود داغى از آتش است و شعر، خود يكى از ناى هاى ابليس است

و شراب ام الخبائث و منشا همه گناهان است و زنان طناب دام شيطانند و جوانى خود شعبه اى است از ديوانگى و بدترين كاسبى ها كسب ربا است ، و بدترين مالى كه خورده شود مال يتيم است (و هان اى مردم ) خوشبخت آن كسى است كه از ديگران پند بگيرد و بدبخت آن كسى است كه در شكم مادر خود بدبخت شده باشد و سرانجام محل شما و جاى شما چهار ذراع قبر است و هر كارى آخرش معيار است و ملاك عمل در اواخرش معلوم مى شود و بدترين روايت ها نقل سخنان دروغ است و آنچه كه قراراست بيايد نزديك است و ناسزا گوئى به مومن فسق است و جنگيدن با مومن كفر است و خوردن گوشت او (يعنى غيبت كردن او) نافرمانى خدا است و حرمت مال او مانند حرمت خون او است و كسى كه عليه خدا عهد و سوگندى بخورد خدا او را تكذيب مى كند و كسى كه جفاكاران به خود را بيامرزد، جفاى خودش آمرزيده مى شود و كسى كه ديگرى را عفو كند، خداى تعالى او را عفو مى كند و كسى كه خشم خود فرو ببرد خداى عزوجل پاداشش مى دهد و كسى كه بر مصيبت صبر كند خدا او را عوض مى دهد و كسى كه در پى سمعه و خودنمائى باشد، خداى تعالى او را به ريا كارى معرفى مى كند و كسى كه صبر كند خدا پاداش او را چند برابر مى كند و كسى كه خداى تعالى را نافرمانى كند خداى عزّوجلّ او را عذاب خواهد كرد، بارالها مرا و امتم را بيامرز، بارالها مرا و امتم را بيامرز، بارالها مرا وامتم را بيامرز و من براى خودم و براى شما از خدا طلب مغفرت مى كنم 0
و در تفسير عياشى از محمد بن يونس از بعضى اصحاب خود از امام صادق (عليه السلام ) و از جابر از امام باقر (عليه السلام ) روايت كرده كه در معناى جمله : (و لامرنهم فليغيرن خلق اللّه ) فرموده اند: يعنى شيطان دستورشان مى دهد به اينكه امر خدا را به هر چه امر كرده تغيير دهند0
و در همان كتاب از جابر از امام ابى جعفر، باقر (عليه السلام ) روايت آمده كه در معناى جمله : (و لامرنهم فليغيرن خلق اللّه )، فرمود: يعنى دين خدا را تغيير دهند0
مولف : برگشت هر دو روايت به يك معنا است و آن همان دين فطرت است كه در بيان سابق ما گذشت 0
و در مجمع البيان در ذيل جمله : (فليبتكن آذان الانعام ) گفته : يعنى گوش حيوانات را از بيخ ببرند و اين معنا از امام صادق (عليه السلام ) روايت شده 0
و در تفسير عياشى در ذيل آيه شريفه :(ليس بامانيكم ...) از محمد بن مسلم از امام باقر (عليه السلام ) روايت آمده كه فرمود: وقتى آيه شريفه بالا كه مى فرمايد: (هر كس بدى كند سزا داده مى شود) نازل شد، بعضى از اصحاب رسول خدا (صلى اللّه عليه وآله و سلم ) به يكديگر گفتند: چقدر لحن اين آيه شديد است رسول خدا (صلى اللّه عليه وآله و سلم ) به ايشان فرمود: بله لحن آن سخت است و بين شما و اهل كتاب فرقى نگذاشته ولى اين فرق بين شما و آنان هست كه شما و آنان در مال و جان و اولاد خود گرفتار بلاها مى شويد، آيا جز اين است ؟ گفتند: نه ، همينطور است ، فرمود: اين بلاها در مورد شما مسلمانان وسيله اى است كه خداى تعالى در برابر آن پاداشتان مى دهد و گناهانتان را محو مى كند ولى در كفار اين اثر را ندارد0
مولف : اين معنا به طرقى بسيار در جوامع اهل سنت از صحابه نقل شده و در درالمنثور است كه احمد، بخارى ، مسلم و ترمذى از ابى سعيد خدرى روايت كرده اند كه گفت ، رسول خدا (صلى اللّه عليه وآله و سلم ) فرمود: مومن هيچ رنجى و مرضى و همى و آزارى و غمى نمى بيند و حتى هيچ خارى بدستش نمى خلد مگر آنكه خداى تعالى آن ناراحتيها را كفاره گناهانش قرار مى دهد0
مولف : و اين معنا بطور مستفيض و سرشار از رسول خدا (صلى اللّه عليه وآله ) و از ائمه هدى (عليهم السلام ) روايت شده 0
و در كتاب عيون به سند خود از حسين بن خالد از امام 