َّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ (16) كَلَّا بَل لَّا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ (17) وَلَا تَحَاضُّونَ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ (18) وَتَأْكُلُونَ التُّرَاثَ أَكْلاً لَّمّاً (19) وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبّاً جَمّاً (20) كَلَّا إِذَا دُكَّتِ الْأَرْضُ دَكّاً دَكّاً (21) وَجَاء رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفّاً صَفّاً (22) وَجِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ الْإِنسَانُ وَأَنَّى لَهُ الذِّكْرَى (23)‏ يَقُولُ يَا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَيَاتِي (24) فَيَوْمَئِذٍ لَّا يُعَذِّبُ عَذَابَهُ أَحَدٌ (25) وَلَا يُوثِقُ وَثَاقَهُ أَحَدٌ (26) يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ (27) ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً (28) فَادْخُلِي فِي عِبَادِي (29) وَادْخُلِي جَنَّتِي (30)

ترجمه آيات

به نام خداوند بخشنده مهربان . سوگند به صبحدم (1).
و به شبهاى دهگانه (2).
و به زوج و فرد (3).
و به شب وقتى كه پشت مى كند (4).
آيا اين سوگندها براى يك خردمند كافى نيست ؟ (5).
آيا نديدى كه رفتار پروردگارت با قوم عاد چگونه بود؟ (6).
همان قوم ارم ، شهرى كه بناهاى ستوندار داشت (7).
و نظيرش در هيچ سرزمينى ساخته نشده بود (8).
و با قوم ثمود كه صخره هاى بيابان را مى بريدند (9).
و با فرعون كه مردم را چار ميخ مى كرد (10).
اينها اقوامى بودند كه در بلاد طغيان كردند (11).
و در نتيجه طغيان خود، فساد را در بلاد بگستردند (12).
پس پروردگارت تازيانه عذاب را بر سر آنها فرود آورد (13).
آرى پروردگار تو همواره در كمين است (14).
اما انسان چنين طبعى دارد كه وقتى پروردگارش امتحانش كند و در محيط زندگيش ارجمندش كند و نعمتش بدهد گويد: پروردگارم ارجمندم كرده است (15).
و اما چون امتحانش كند و روزى او را تنگ بسازد گويد: پروردگارم خوارم كرده است (16).
هرگز چنين نيست ، (نه ارجمند نشانه گرامى بودن آدمى نزد خداست و نه فقر نشانه خوارى است ، بلكه هر دو امتحان است تا معلوم شود چقدر مال را دوست مى داريد و معلوم شد آنقدر دوست مى داريد كه ) شما براى يتيم حرمتى قائل نيستيد! (17).
و يكديگر را بر اطعام مسكين تشويق نمى كنيد (18).
و ارث يتيم را مى بلعيد (19).
و مال را به مقدار افراط دوست مى داريد (20).
نه ، در روزى كه زمين متلاشى شود (21).
و ملائكه صف به صف امر پروردگارت را بياورند (22).
و جهنم را حاضر سازند (مال ) دردى از شما را دوا نمى كند، در آن روز انسان همه چيز را مى فهمد اما چه وقت فهميدن است ؟! (23).
مى گويد اى كاش براى امروز چيزى از پيش فرستاده بودم (24).
آرى عذاب آن روز آنچنان سخت است كه هيچ كس دشمن خود را به چنان عذابى شكنجه نكرده (25).
و كنده و زنجير آن را به پاى كسى نبسته (26).
تو اى جان با ايمان (27).
خشنود و پسنديده به سوى پروردگارت باز گرد (28).
و به صف بندگان من درآى (29).
و به بهشت من در آى (30).

بيان آيات

مظامين سوره مباركه فجر 
در اين سوره تعلق به دنيا بدان جهت كه طغيان و كفران به دنبال دارد، مذمت شده ، و اهل دنيا را به شديدترين عذاب دنيا و آخرت تهديد نموده ، روشن مى سازد كه انسان به خاطر كوتاه فكريش خيال مى كند اگر خدا به او نعمتى داده به خاطر آن است كه نزد خدا كرامت و احترامى دارد، و آنكه مبتلا به فقر و فقدان است ، به خاطر اين است كه در درگاه خدا خوار و بى مقدار است ، ولى به خاطر پندار غلطش هر فساد و طغيانى را مرتكب مى شود، و آن پندار غلط را روپوش و رفوى خطاهاى خود مى كند، و دومى هم به خاطر آن پندار غلطش كفر مى گويد (و به هر ذلتى تن مى دهد ) و حال آنكه امر بر او مشتبه شده ، بلكه اگر قدرت و ثروت دارد و اگر مبتلا به فقر و تنگى معاش است ، همه به منظور امتحان الهى است ، تا روشن كند چه چيز از دنيايش براى آخرتش از پيش مى فرستد.
پس قضيه به آن صورت كه انسان توهم مى كند و به زبان هم جارى مى سازد نيست ، بلكه به صورتى است كه به زودى در قيامت كه حساب و جزا به پا مى شود، روشن مى سازد كه آنچه به او رسيد چه فقر و ناتوانى و چه ثروت و قدرت همه امتحان بود، كه او مى توانست از دنيايش براى آخرتش گرفته ، از پيش بفرستد، ولى نفرستاد، و عذاب آخرت را بر ثوابش ترجيح داد، پس از ميان همه مردم دنيا كسى به سعادت زندگى آخرت نمى رسد، مگر نفس مطمئنه و كسى كه دلش به پروردگارش گرم است و تسليم امر او است ، و در نتيجه بادهاى كننده گرفتاريها، او را از جاى نمى كند،
و در او تغيير حالت پديد نمى آورد، و اگر ثروتمند شد طغيان نمى كند و اگر فقير شد كفران نمى ورزد، و سوره مورد بحث به شهادت سياق آياتش در مكه نازل شده .

و الفجر و ليال عشر و الشفع و الوتر و الليل اذا يسر هل فى ذلك قسم لذى حجر

(فجر) به معناى صبح ، و (شفع ) به معناى جفت است .
راغب مى گويد: شفع به معناى ضميمه كردن چيزى به مثل آن است ، و به اين دو مثل هم شفع مى گويند.
و در جمله (و الليل اذا يسر) كلمه (يسر) مضارع از مصدر (سرى ) است ، كه به معناى رفتن شب ، و پشت كردن آن است ، و كلمه (حجر) به معناى عقل است ، پس در اين آيه به صبح ، و شبهاى دهگانه و شفع و وتر و شب ، وقتى پشت مى كند، سوگند ياد شده .
وجوه مختلف درباره مراد از (فجر)، (ليال عشر) و (شفع و وتر) كه  بدآنهاسوگند ياد شده است 
و چه بسا بتوان ادعا كرد كه ظاهر سوگند به (فجر) قسم به همه صبح ها باشد، و بعيد هم نيست كه منظور از آن تنها صبح روز عيد قربان دهم ذى الحجه باشد.
و بعضى گفته اند: مراد صبح ذى الحجه است . بعضى ديگر گفته اند: صبح محرم ، يعنى اول سال قمرى است . و بعضى گفته اند: صبح روز جمعه است بعضى ديگر گفنه اند: فجر شب مزدلفه است . و بعضى مراد از آن را نماز صبح دانسته اند. بعضى منظور از آن را همه روز يعنى از صبح تا شام دانسته اند و بعضى گفته اند: منظور شكافته شدن و جوشيدن چشمه سارها از لاى سنگها است ، و از اين قبيل سخنان كه هيچ مدركى بر آن دلالت ندارد زياد گفته اند.
(و ليال عشر) - چه بسا مراد از آن از اول تا دهم ذى الحجه باشد، و اگر كلمه (ليال ) را نكره آورده خواسته است به عظمت آن اشاره كند، نه اينكه عموميت آن را برساند.
بعضى گفته اند: منظور دهه آخر ماه رمضان است . يكى ديگر گفته : دهه اول رمضان است . سومى گفته دهه اول محرم است چهارمى گفته : اگر مراد از فجر نماز صبح باشد مراد از شبهاى دهگانه هم عبادت در آنها است .
(و الشفع و الوتر) - اين جمله با روز ترويه - هشتم ذى الحجه - و روز عرفه قابل انطباق هست ، مخصوصا اين تطبيق در صورتى كه مراد از فجر و ليالى دهگانه فجر ذى الحجه و شبهاى دهه اول آن باشد مناسب تر است .
ولى بعضى گفته اند: مراد دو ركعت نماز معروف به (شفع ) و يك ركعت نماز معروف به (وتر) است ، كه در آخر شب خوانده مى شود. بعضى ديگر گفته اند مراد مطلق نمازها است ، كه بعضى شفع - دو ركعتى و چهار ركعتى - و بعضى ديگر وتر - يك ركعتى و سه ركعتى - است . بعضى ديگر گفته اند: شفع ، روز قربان و وتر، روز عرفه نهم ذى الحجه است . و بعضى گفته اند: شفع تمام انسانها است ، به دليل اينكه فرموده : (و خلقناكم ازواجا)، و وتر خداى تعا