يناً (144)
 إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَن تَجِدَ لَهُمْ نَصِيراً (145)
 إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ وَاعْتَصَمُواْ بِاللّهِ وَأَخْلَصُواْ دِينَهُمْ لِلّهِ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ وَسَوْفَ يُؤْتِ اللّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْراً عَظِيماً (146)
مَّا يَفْعَلُ اللّهُ بِعَذَابِكُمْ إِن شَكَرْتُمْ وَآمَنتُمْ وَكَانَ اللّهُ شَاكِراً عَلِيماً (147)

ترجمه آيات

هان اى كسانى كه بطور اجمال ايمان آورده ايد، بطور تفصيل به خدا و رسول او و كتابهائى كه قبل از او نازل كرده ، ايمان آوريد و كسى كه به خداو فرشتگان او و كتابها و پيامبرانش و به روز جزا كفر بورزد، در ضلال افتاده است ، ضلالتى دور از طريق حق (136)
كسانى كه ايمان آوردند و باز كافر شدند، آنگاه دوباره ايمان آورده ، باز كافر شده اند و اين نوبت كفرشان زيادتر شد، خدا در صدد آمرزش آنان نيست و بنا ندارد به هيچ راهى (هر چند كوره راه ) هدايتشان كند (137)
منافقان را نويد بده كه عذابى الم انگيز دارند (138)
آنانكه به عوض مومنان ، منافقان را دوست خود مى گيرند از اين كار چه مى جويند؟ اگر عزت مى طلبند، بدانند كه عزت همه اش از آن خدا است (139)
(يكى از مظاهر عزتش همين است كه در سوره انعام آيه 168) اين معنا را بر شما نازل كرد كه هر گاه شنيديد به آيات خدا كفر ورزيده مى شود و به آن استهزاء مى كنند با آنان منشينيد تا به سخنى ديگر بپردازند و گر نه شما نيز مثل آنها خواهيد بود و بدانيد كه خدا كافران و منافقان را در جهنم فراهم خواهد آورد (140)
همان منافقان كه در انتظار فرصتند تا اگر فتحى از ناحيه خدا نصيب شما شود خود را از شما دانسته ، مى گويند: مگر مابا شما نبوديم و اگر نصيب كافران شود به آنان مى گويند: مگر نبود كه ما رهنمودهاى خود را به شما قبولانديم و نمى گذاشتيم به دين مؤ منين بگرويد، ولى خدا در قيامت بين شما حكم خواهد كرد و خدا تا ابد اجازه نداده كه كافران كمترين تسلطى بر مومنان داشته باشند (141)
منافقان با خدا نيرنگ مى كنند در حالى كه او فريب دهنده آنها است (كه نمى گذارد به راه حق برسند) علامت آنان اين است كه چون به نماز مى ايستند با ملال مى ايستند و چون در انظار مردم نماز مى خوانند ريا مى كنند و خدا را جز اندكى ياد نكنند (142)
ميان دو گروه مومن و كافر سرگردانند، نه با آن گروهند و نه با اين گروه و هر كس كه خدا گمراهش كند براى او راهى نمى يابى (143)
شما كه مومنيد به جاى مؤ منين كافران را دوست خود مگيريد، مگر مى خواهيد عليه خود براى خدا دليلى روشن پديد آريد؟(144)
منافقان در طبقه زيرين جهنمند وهرگز برايشان ياورى نخواهى يافت (145)
مگر آنها كه توبه كرده و به اصلاح خود گرايند و به خدا متوسل شده و دين خويش را براى خدا خالص كرده اند، آنان قرين مومنانند و خدا مومنان را پاداشى بزرگ خواهد داد(146)
اگر شكر خدا را بجاى آريد و به او ايمان بياوريد، خدا را با عذاب شما چه كار؟ كه خدا حقگزار و دانا است (147)

بيان آيات

يا ايها الذين آمنوا باللّه و رسوله و الكتاب الذى نزل على رسوله ...

در اين آيه شريفه مؤ منين را با اينكه ايمان آورده اند دستور مى دهد براى بار دوم ايمان بياورند و اينكه گفتيم براى بار دوم ايمان بياورند به خاطر دو قرينه بود، قرينه اول اينكه متعلق ايمان دوم را بطور تفصيل شرح مى دهد و مى فرمايد: به خدا و رسول او و كتاب او ايمان بياوريد ... و قرينه دوم اين است كه تهديد كرده كه اگر به تك تك اين جزئيات و تفاصيل ايمان نياوريد به ضلالتى بعيد گمراه شده ايد، پس معلوم مى شود كه مراد از ايمان اول ايمان بطور اجمال و سر بسته و در بسته است و مراد از ايمان دوم ، ايمان به تفاصيلى است كه در آيه بيان نموده
معناى جمله (يا ايها الذين آمنوا آمنوا) و اقوالى كه در اين مورد گفته شده است 
و حاصل مضمون آيه اين است كه مؤ منين بايد ايمان سربسته و اجمالى خود را بر تك تك اين جزئيات بگسترند، براى اينكه اين جزئيات معارفى هستند كه به يكديگر مرتبط و وابسته اند و هر يك مستلزم بقيه است 0
پس خداى سبحان كه معبودى به جز او نيست ، داراى اسماء حسنا و صفات عليائى است و همين خود باعث آن شده ، كه خلائقى خلق كند و آنها را به سوى آنچه مايه رشد آنان و سعادتشان است ارشاد و هدايت كند و سپس همه آنها را كه نسلا بعد نسل مى ميرند در روز جزا يك جا مبعوث نموده و به سزاى اعمالشان برساند و اين غرض وقتى حاصل مى شود كه رسولانى مبشر و بيم رسان مبعوث نموده ، كتابهائى با آنان نازل كند تا آن رسولان به وسيله آن كتب در بين مردم در آنچه اختلاف مى كنند حكم كنند و نيز در آن كتب معارف مبدا و معاد و اصول شرايع و احكام را براى خلق بيان كند0
پس ايمان به يكى از آن حقايق و معارف تمام نمى شود مگر با ايمان به همه آن معارف ، بدون اينكه يكى از آنها استثناء شده و در نتيجه به بعضى از آنها ايمان بياورند و به بعضى ديگر كفر بورزند كه اگر چنين كنند در حقيقت به همه كفر ورزيده اند، چيزى كه هست اگر علنى باشد، كافر و اگر باطنى باشد، منافق خواهند بود.
و يكى از مصاديق نفاق اين است كه مومنى كه اظهار ايمان مى كند روش و مسيرى را پيش بگيرد كه در آخر منتهى شود به رد بعضى از آن معارف و احكام ، مثلا از مجتمع مؤ منين كنار بكشد و به طرف مجتمع كفار نزديك گردد و آنها را دوست خود بگيرد و خرده گيرى هائى كه آنان به دين و اهل ايمان دارند تصديق كند و يا اعتراض و استهزائى كه آنان نسبت به حق و اهل حق دارند بپذيرد و به همين جهت بوده كه خداى تعالى بعد از اين آيه متعرض حال منافقين شده و آنان را به عذاب اليم تهديد كرده است 0
اين معنائى كه ما براى آيه مورد بحث كرديم ، معنائى است كه ظاهر آيه بدان حكم مى كند و درست ترين معنا و موجه ترين وجوهى است كه براى آيه ذكر كرده اند، از آن جمله بعضى از مفسرين گفته اند: مراد از جمله : (يا ايها الذين آمنوا آمنوا...) اين است كه (هان اى كسانى كه در ظاهر ايمان آورده و به خدا و رسول او اقرار كرده ايد، در باطن نيز اقرار كنيد تا ظاهر شما با باطنتان موافق باشد0
بعضى ديگر گفته اند: معناى جمله : (آمنوا - ايمان بياوريد)، (اثبتوا على ايمانكم ) است يعنى هان اى كسانى كه ايمان آورده ايد بر ايمان خود استوار و پاى بر جا بمانيد و دست از ايمان بر نداريد0
بعضى ديگر گفته اند: اصلا خطاب در اين آيه متوجه مسلمين نيست تا اشكال شود چه معنا دارد كه به دارندگان ايمان بفرمايد: ايمان بياوريد بلكه خطاب متوجه مؤ منين از يهود و نصارا است و معناى آيه اين است كه : (هان اى كسان ى كه به تورات و انجيل و آورندگان آند و ايمان داريد، به خدا و رسول او يعنى خاتم الانبياء (صلى اللّه عليه و آله ) و نيز به كتابى كه بر آن جناب نازل شده يعنى قرآن كريم ايمان بياوريد0
و اين وجوهى كه ملاحظه فرموديد هر چند در جاى خود صحيح است و ليكن قرائن كلاميه دلالت بر خلاف آن دارد و از همه اين وجوه بى پايه تر، وجه اخير است 0

و من يكفر باللّه و ملائكته و كتبه و رسله و ال