ود تطبيق كند بيشتر است علاوه بر اينكه اصلا معلوم نيست كه منظور امام اين بوده باشد كه آيه را تفسير و يا حتى تطبيق كند، چون احتمال دارد اين گفتار امام دنباله كلام ديگرى بوده كه امام پيرامون آيه ايراد فرموده و نظائر اين (تكه تكه شدن روايات ) بسيار است 0
و باز در همان كتاب از مفضل بن عمر روايت كرده كه گفت : من از امام صادق (عليه السلام ) از معناى آيه : (و ان من اهل الكتاب الا ليومنن به قبل موته ) سوال كردم ، فرمود، اين آيه در خصوص ما اهل بيت نازل شده : مى فرمايد: احدى از فرزندان فاطمه نمى ميرد و از دنيا خارج نمى شود تا آنكه براى امام و به امامت او اقرار كند، همانطور كه فرزندان يعقوب براى يوسف اقرار كردند و گفتند: (تاللّه لقد آثرك اللّه علينا)0
مولف : اين روايت از روايات آحاد است (كه جز در احك ام ، حجيت ندارد) علاوه بر اينكه سند آن ذكر نشده و در معناى آن روايات ديگرى در ذيل آيه شريفه : (ثم اورثنا الكتاب الذين اصطفينا من عبادنا فمنهم ظالم لنفسه ومنهم مقتصد و منهم سابق بالخيرات باذن اللّه ، ذلك هو الفضل الكبير) وارد شده كه ان شاءاللّه بحث مفصلى در ذيل آن آيه پيرامون آن احاديث ايراد خواهيم كرد0
رواياتى در ذيل (انا اوحينا اليك كما اوحينا الى نوح و النبيين من بعده ) و درذيل (و رسلا لم نقصصهم عليك ) 
و نيز در آن كتاب در ذيل آيه : انا اوحينا اليك كما اوحينا الى نوح و النبيين من بعده ...) از زراره و حمران از امام باقر و امام صادق (عليه السلام ) آمده كه فرمودند: خداى تعالى به رسول گرامى خود مى فرمايد: من به تو وحى كردم همانطور كه به نوح و پيامبران بعد از او وحى كردم و در اين كلام خود فهماند كه همه وحى هائى كه تاكنون به سوى بشر فرستاده در حق آن جناب جمع نموده است 0
مولف : ظاهرا مراد اين است كه هيچ حقيقتى كه از سنخ وحى باشد را از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) دريغ ننموده ، كه دريغ كردن از آن باعث شود راه خدا مختلف و دعوت انبيا متفاوت شود، منظور اين است كه نه اينكه خواسته باشد بفرمايد: هر چه كه خداى تعالى به هر پيغمبرى از پيغمبران گذشته وحى كرده ، با همان خصوصيات به رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) نيز وحى كرده است ، چون چنين چيزى معنا ندارد و نيز اين نيست كه خواسته باشد بفرمايد: آنچه بر تو نازل شده و بر تو وحى شده ، جامع همه شريعت هاى سابق است ، چون گفتار در آيه در زمينه افاده اين معنا نيست ، مويد معنائى كه ما براى حديث كرديم خبرى است كه اينك از نظر خواننده گرامى مى گذرد توجه فرمائيد0
و در كافى به سند خود از محمد بن سالم از امام ابى جعفر (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: خداى تعالى به رسول گرامى اسلام فرموده : (انا اوحينا اليك كما اوحينا الى نوح و النبيين من بعده ) و هر پيغمبرى را مامور كرد به اينكه راه و سنت او را پيروى كند0
و در تفسير عياشى از ثمالى از امام باقر (عليه السلام ) روايت آمده كه فرمود: بين آدم و بين نوح پيغمبرانى مخفى و علنى بوده اند و به همين جهت نام همه آنها در قرآن كريم نيامده ، تنها نام پيغمبرانى كه نبوتشان علنى بوده آمده است ، آيه شريفه : (و رسلا لم نقصصهم عليك و كلم اللّه موسى تكليما) به همين معنا نظر دارد و مى خواهد بفرمايد ما نام بعضى از پيغمبران را مانند بعضى ديگر علنى نكرديم 0
مولف : اين روايت را كلينى ره نيز از على بن ابراهيم از پدرش از حسن بن محبوب از محمد بن فضيل از ابى حمزه از آن جناب نقل كرده و در نقل آن مرحوم چنين آمده : بعضى از انبياء نبوت خود را از مردم پنهان مى داشتند و به همين جهت نام آنها در قرآن مخفى مانده يعنى در قرآن ذكر نشده و بعضى نبوت خود را علنى مى داشتند و اينان همانهايند كه در قرآن نام شريفشان آمده ، آيه شريفه : (و رسلا قد قصصناهم عليك من قبل و رسلا لم نقصصهم عليك ) به همين معنا نظر دارد، مى فرمايد: من نام آنهائى كه نبوت خود را پنهان مى داشتند نبردم تنها نام انبيائى را بردم كه نبوتشان را علنى كردند (تا آخر حديث )0
و به هر حال منظور اين روايت اين است كه خداى عزّوجلّ نام آن دسته را كه نبوت خود را پنهان مى داشتند اصلا نبرده و داستانشان را در قرآن نياورده ، آنطور كه داستان انبياء علنى را آورده و نامشان را ذكر كرده و بعيد نيست كه جمله : مى فرمايد: (من نام آنهائى كه ...)، از كلام راوى بوده باشد0
و در تفسير عياشى از ابى حمره ثمالى روايت آمده كه گفت : من از امام باقر (عليه السلام ) شنيدم مى فرمود: ليكن خداى تعالى شهادت داده به آنچه كه در باره على بر تو نازل كرده ، به اينكه به علم خود نازل كرده و ملائكه نيز گواه بر اين نزولند (و كفى باللّه شهيدا)0
مولف : اين معنا را قمى نيز در تفسير خود با ذكر سند از ابى بصير از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده و اين مضمون از باب تطبيق كلى بر مصداق است نه اينكه آيه شريفه تنها در خصوص اين مصداق نازل شده باشد، مى خواهد بفرمايد: در قرآن كريم آياتى در باره ولايت على (عليه السلام ) نازل شده ، نه اينكه آيه شريفه در اصل : (انزل اليك فى على ) بوده و دشمنان على (عليه السلام ) در قرآن دست برده و جمله (فى على ) را انداخته باشند، و نيز منظور اين نيست كه بفرمايد: بعضى از قاريان آيه را به صورت : (انزل اليك فى على ) قرائت كرده اند0 و نظير آن روايتى است كه كافى و تفسير عياشى از امام باقر نقل كردند و قمى در تفسير خود از امام صادق (عليه السلام ) آورده كه آيه : (ان الذين كفروا و ظلموا) را به اين صورت خوانده اند: (ان الذين كفروا و ظلموا آل محمد حقهم لم يكن اللّه ليغفرلهم )0
و نيز نظير آن روايتى است كه صاحب مجمع البيان در ذيل آيه : (قد جاءكم الرسول بالحق ) نقل كرده كه امام ابى جعفر فرموده : يعنى به ولايت كسى كه خدا امر به ولايت او كرده 0يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءكُمُ الرَّسُولُ بِالْحَقِّ مِن رَّبِّكُمْ فَآمِنُواْ خَيْراً لَّكُمْ وَإِن تَكْفُرُواْ فَإِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَكَانَ اللّهُ عَلِيماً حَكِيماً (170)‏
يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ وَلاَ تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ إِلاَّ الْحَقِّ إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِّنْهُ فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَلاَ تَقُولُواْ ثَلاَثَةٌ انتَهُواْ خَيْراً لَّكُمْ إِنَّمَا اللّهُ إِلَـهٌ وَاحِدٌ سُبْحَانَهُ أَن يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَات وَمَا فِي الأَرْضِ وَكَفَى بِاللّهِ وَكِيلاً (171)
لَّن يَسْتَنكِفَ الْمَسِيحُ أَن يَكُونَ عَبْداً لِّلّهِ وَلاَ الْمَلآئِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ وَمَن يَسْتَنكِفْ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيَسْتَكْبِرْ فَسَيَحْشُرُهُمْ إِلَيهِ جَمِيعاً (172)
فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَيَزيدُهُم مِّن فَضْلِهِ وَأَمَّا الَّذِينَ اسْتَنكَفُواْ وَاسْتَكْبَرُواْ فَيُعَذِّبُهُمْ عَذَاباً