 ذكيتم ) فاصله شده بين آن دو، و بقيه و احتمال هم دارد كه تنها اشاره به آخرى باشد، و بعيد نيست معتدل تر از همه وجه ميانى باشد

اليوم يئس الذين كفروا من دينكم ، فلا تخشوهم واخشون 

امر اين آيه شريفه در قرار گرفتنش در اين جاى خاص و سپس دلالتش بر معنا، عجيب است ، براى اينكه اگر در صدر آيه يعنى جمله : (حرمت عليكم الميته والدم ...ذلكم فسق ) دقت كنى ، و آنگاه ذيل آن را بر آن اضافه نمائى كه مى فرمايد: (فمن اضطر فى مخمصة غير متجانف لاثم فان اللّه غفور رحيم ) خواهى ديد كه آن صدر براى خود كلامى است تام ، و اصلا در افاده معنا هيچ حاجتى و توقفى بر آيه : (اليوم يئس الذين كفروا من دينكم ...) ندارد، و جان كلام اينكه از اين راهى كه گفتيم به خوبى متوجه مى شوى كه آيه شريفه آيه اى است كامل ، همانطور كه آيات سوره هاى انعام و نحل و بقره كه بيانگر محرمات از خوردنيها قبلا نازل شده بودند، در افاده معنايش مستقل و كامل بودند، در سوره بقره مى فرمود: (انما حرم عليكم الميته و الدم و لحم الخنزير و ما اهل به لغيراللّه ، فمن اضطر غير باغ و لا عاد فلا اثم عليه ان اللّه غفور رحيم ) و آيه سوره انعام و نحل نيز مثل اين آيه است يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُواْ نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَوْفُواْ بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَإِيَّايَ فَارْهَبُونِ (40)
 وَآمِنُواْ بِمَا أَنزَلْتُ مُصَدِّقاً لِّمَا مَعَكُمْ وَلاَ تَكُونُواْ أَوَّلَ كَافِرٍ بِهِ وَلاَ تَشْتَرُواْ بِآيَاتِي ثَمَناً قَلِيلاً وَإِيَّايَ فَاتَّقُونِ (41)
 وَلاَ تَلْبِسُواْ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُواْ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ (42)
 وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ وَارْكَعُواْ مَعَ الرَّاكِعِينَ (43)
 أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَكُمْ وَأَنتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ (44)

ترجمه آيات :

اى پسران اسرائيل نعمت مرا كه به شما ارزانى داشتم بياد آريد و به پيمان من وفا كنيد تا به پيمان شما وفا كنم و از من بيم كنيد (.4) به قرآنى كه نازل كرده ام و كتابى را كه نزد خود شما است تصديق مى كند بگرويد و شما نخستين منكر آن مباشيد و آيه هاى مرا به بهاى ناچيز مفروشيد و از من بترسيد (41) شما كه دانائيد حق را با باطل مياميزيد و آنرا كتمان مكنيد (42) نماز كنيد و زكات دهيد و با راكعان ركوع كنيد(43) شما كه كتاب آسمانى ميخوانيد چگونه مردم را به نيكى فرمان ميدهيد و خودتان را از ياد مى بريد چرا بعقل در نمى آئيد (44).
بيان 
خداى سبحان در اين آيات عتاب ملت يهود را آغاز كرده ، و اين عتاب در طى صد و چند آيه ادامه دارد، و در آن نعمتهائى را كه خدا بر يهود افاضه فرمود، و كرامتهائى را كه نسبت به آنان مبذول داشت ، و عكس العملى كه يهود بصورت كفران و عصيان و عهدشكنى و تمرد و لجاجت از خود نشان داد، بر مى شمارد، و با اشاره به دوازده قصه از قصص آنان تذكرشان ميدهد، قصه نجاتشان از شر آل فرعون ، شكافته شدن دريا، و غرق شدن فرعونيان ، و قصه ميعاد در طور، و قصه گوساله پرستى آنان ، بعد از رفتن موسى بميقات ، و قصه مامور شدنشان بكشتن يكديگر، و داستان تقاضاشان از موسى كه خدا را بما نشان بده تا علنى و آشكارا او را ببينيم ، و به كيفر همين پيشنهادشان ، دچار صاعقه شدند، و دوباره زنده گشتند، تا آخر داستانهائيكه در اين آيات بدان اشاره شده ، و سرتاسر آن پر است از عنايات ربانى ، و الطاف الهى .
و نيز بيادشان مى آورد: آن ميثاقها كه از ايشان گرفت ، و ايشان آن ها را نقض كرده ، و پشت سر انداختند، و باز گناهانى را كه مرتكب شدند، و جرائمى را كه كسب كردند، و آثاريكه در دلهاشان پيدا شد، با اينكه كتابشان از آنها نهى كرده بود، و عقولشان نيز برخلاف آن حكم مى كرد، بيادشان مى اندازد، و يادآوريشان مى كند: كه بخاطر آن مخالفت ها چگونه دلهاشان دچار قساوت ، و نفوسشان در معرض شقاوت قرار گرفت ، و چگونه مساعيشان بى نتيجه شد.
(و اوفوا بعهدى ) الخ ، كلمه عهد در اصل بمعناى حفاظ است ، و همه معانى آن از اين يك معنا مشتق شده مانند عهد بمعناى ميثاق ، و عهد بمعناى سوگند، و بمعناى وصيت ، و بمعناى ديدار، و بمعناى نزول ، و امثال آن . #(فارهبون )، كلمه رهبت بمعناى خوف ، و مقابلش كلمه رغبت است .
(و لا تكونوا اول كافر به )، يعنى از ميان اهل كتاب ، و يا ميان اقوام گذشته ، و آينده تان ، شما كفر بقرآن را آغاز مكنيد، بگذاريد كسانى بدان كفر بورزند كه بهمه كتابهاى آسمانى كفر مى ورزند، و آن كفار مكه هستند، كه قبل از يهود بقرآن كفر ورزيده بودند.
جمله (اليوم يئس الذين كفروا من دينكم ) معترضه است و ربطى به صدور وذيل آيه (حرمت عليكم ...) ندارد 
از اين تماميت آيه نتيجه مى گيريم كه پس آيه : (اليوم يئس الذين كفروا...) كلامى است معترضه ، كه در وسط اين آيه قرار گرفته ، ولفظ آيه در فهماندن معنايش هيچ حاجتى به اين جمله نداشت ، حال چه اين اينكه بگوئيم آيه معترضه از همان اول نزول در وسط دو آيه جاى گرفته ، و يا بگوئيم : رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) به نويسندگان وحى دستور فرموده كه در آنجا جايش دهند، با اينكه نزول هر سه پشت سر هم نبوده و يا بگوئيم هنگام نزول با آن دو آيه نازل نشده ، و رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) هم دستور نداده كه در آنجا قرارش دهند، ولى نويسندگان وحى در آنجا قرارش داده اند، چون هيچ يك از اين چند احتمال اثرى در آنچه ما گفتيم ندارد، هر چه باشد بالاخره اين جمله ، جمله اى است معترضه كه نه با صدر آيه ارتباطى دارد، و نه با ذيلش 0
مويد گفتار ما بيشتر اگر نگوئيم همه رواياتى است كه در شان نزول وارد شده ، و اتفاقا روايات زيادى هم هست ، كه متعرض شان نزول جمله مورد بحث شده ، و نامى از اصل آيه نبرده ، واضح تر بگويم ، شان نزول جمله : (اليوم يئس الذين كفروا...) را متعرض ‍ شده ، و نامى از آيه : (حرمت عليكم الميته ...)، به ميان نياورده ، و اين خود مويد آن است كه جمله : (اليوم يئس الذين كفروا...) مستقل و جداى از صدر و ذيل آيه نازل شده ، و قرار گرفتن اين جمله در وسط آيه مذكور يا مستند به تاليف رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) است ، و يا به تاليف مولفين بعد از رحلت آن جناب است .
مويد اين احتمال روايتى است كه درالمنثور از عبدبن حميد از شعبى نقل كرده كه گفته است : آيه شريفه : (اليوم اكملت لكم دينكم ...)
وقتى بر رسول خدا (صلى اللّه عليه وآله و سلم ) نازل شد كه آن جناب در عرفه بود، و چون آن حضرت از هر آيه اى كه خوشش ‍ مى آمد دستور مى داد در آغاز سوره اش جاى دهند، اين آيه را در اول سوره قرار دادند، آنگاه شعبى اضافه كرده كه جبرئيل به آن جناب تعليم مى داد كه هر آيه را در كجا جاى دهد0
و چون اين دو آيه يعنى آيه : (اليوم يئس الذين كفروا...) و آيه (اليوم اكملت لكم دينكم ) از نظر معنا نزديك به هم بودند، و مفهومى مرتبط به يكديگر داشتند كه در اين جاى هيچ شك نيست ، زيرا بين نوميد شدن انكار از دين مسلمانان ، و بين اكمال 