دين ارتباط نزديك و مستقيم هست ، بطورى كه مضمون هر دو اين معنا را مى پذيرد كه با هم تركيب شده يك آيه را تشكيل دهند، علاوه بر اينكه هر دو جمله سياقى واحد دارند بدين جهت بوده كه آن جناب اين دو جمله را در اول سوره مائده قرار داده اند 0
باز مويد اين اعتقاد ماآن است كه علما و مفسرين قديم و جديد يعنى صحابه و تابعين و متاخرين تا عصر ما هر دو جمله را متصل دانسته اند، بطورى كه هر يك را متمم و مفسر ديگرى گرفته اند، و اين نيست مگر به خاطر اينكه آنها نيز همين معنا را از اين دو جمله فهميده اند.
نتيجه اين نظريه چنين مى شود كه جمله : معترضه يعنى جمله : (اليوم يئس الذين كفروا من دينكم ... يا اينكه مى فرمايد: رضيت لكم الاسلام دينا) مجموعش جمله هائى معترضه جمله هائى كه با يكديگر كمال اتصال را دارند، و غرض واحدى را افاده مى كنند، غرضى كه قائم به هر دو جمله است ، بدون اينكه در افاده آن با هم اختلافى داشته باشند، حال چه اينكه بگوئيم با آيه اى كه از بالا و پائين اين دو جمله را احاطه كرده اند ارتباط دارند، و يا نگوئيم ، چون همانطور كه گفتيم اين ترديد هيچ اثرى در اين معنا ندارد كه اين دو جمله كلامى واحدند، و هر دو معترضه هم هستند، و يك غرض را افاده مى كنند، و كلمه (يوم ) كه يك بار در جمله (اليوم يئس الذين كفروا...) آمده ، و يك بار ديگر در جمله (اليوم اكملت لكم دينكم ...) آمده ، يك روز را در نظر دارند، يك روزى كه هم كفار از دين مسلمانان مايوس شدند، و هم دين خدا به كمال خود رسيده است 0
منظور از روزى كه كافران از (غلبه بر) دين مسلمانان نااميد شدند چه روزى است ؟
حال بايد ديد منظور از كلمه (يوم ) در جمله (اليوم يئس الذين كفروا من دينكم فلا تخشوهم ) چيست ؟ آن چه روزى است كه كفار از دين مسلمانان مايوس شدند؟ و فهميدند كه ديگر نمى توانند دين اسلام را از بين ببرند، آيا آن زمانى است كه اسلام با بعثت رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) و دعوت آن جناب ظاهر شد؟ ودر نتيجه مراد از اين جمله اين است كه خداى تعالى اسلام را بر شما نازل و دين را براى شما تمام و نعمت خود را بر شما به نهايت رسانيد، و ديگر كفار نمى توانند به شما دست پيدا كنند؟
اين را كه به هيچ وجه نمى توان گفت ، براى اينكه اين عبارت را براى هر كس بخوانى از آن چنين مى فهمد كه مردم مسلمان دينى داشته اند، كه به خاطر ناقص بودنش كفار طمع بسته بودند كه دين آنان را باطل ساخته يا در آن دخل و تصرفى بكنند، و مسلمانان هم از همين جهت بر دين خود مى ترسيدند، و ليكن خداى تعالى دين آنان را تكميل كرد، و آن نقص را بر طرف ساخت ، و نعمت خود را برآن مردم به حد كمال رسانيد، و آنگاه به آن مردم فرمود: ديگر نترسيد كه ديگر كفار از دين شما مايوس شدند، و ما مى دانيم كه عرب قبل از ظهور اسلام دينى نداشتند تا با بعثت رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) به كمال رسيده باشد، و نعمتى نداشتند تا با آمدن اسلام آن نعمت تمام شود0
علاوه براينكه اگر آيه را اينطور معنا كنيم بايد على القاعده جمله (اليوم اكملت لكم دينكم ) را در اول آورده باشد، و جمله : (اليوم يئس الذين كفروا) را دنبال آن تا معنا درست شود، (چون مايوس شدن كفار لازمه به كمال رسيدن دين است ، نه اينكه به كمال رسيدن دين لازمه مايوس شدن كفار باشد)0
و يا آنكه مراد از كلمه (يوم ) روز بعد از فتح است ، كه خداى تعالى كيد مشركين قريش را باطل و شوكتشان را شكست ، و بنيان دين بت پرستيشان را منهدم و بت هايشان را خرد نمود، و اميدشان را از اينكه يك روز ديگر روى پاى خود بايستند و در مقابل اسلام صف آرائى نموده از نفوذ اسلام وانتشار آن جلوگيرى كنند قطع فرمود0
اين احتمال نيز درست نيست زيرا آيه شريفه دلالت به اكمال دين دارد، و ما مى دانيم كه بعد از فتح مكه دين خدا كامل و نعمتش تمام نشده بود، چون فتح مكه در سال هشتم هجرت اتفاق افتاد و بسيارى از واجبات دينى اسلام بعد از اين سال نازل شد و بسيارى از حلالها و حرامها بين فتح مكه و بين درگذشت رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) تشريع گرديد0
علاوه بر اينكه جمله : (الذين كفروا) انحصارى به مشركين عرب ندارد، بلكه مى فرمايد بطور كلى كفار دنيا از دين مسلمانان مايوس ‍ شدند، دليل بر اين معنا معارضات و عهد و پيمانهائى است كه بعد از فتح مكه همچنان عليه مسلمين معتبر و محترم شمرده مى شد و مشركين عرب همچنان طبق مراسم جاهليت به حج مى آمدند، و مراسم شرك را در آنجا انجام مى دادند، زنها لخت مادر زاد و مكشوف العوره طواف مى كردند، تا آنكه رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) امير المؤ منين (عليه السلام ) را با آيات سوره برائت بدانجا گسيل داشت ، و بقاياى رسوم جاهليت را ابطال نمود0
و يا مراد از كلمه (يوم ) بعد از آيات سوره برائت است ، و آن زمانى است كه اسلام تقريبا بر شبه جزيره عرب گسترش يافته ، آثار شرك از بين رفته ، سنن جاهليت بمرد، زمانى كه ديگر مسلمانان در معابد و معاهد دين و از آن جمله در مناسك حج احدى از مشركين را نمى ديدند، كه مراسم شرك را انجام دهد، روزگارى كه دنيا به كام مسلمين شد، و خدا آن خوف و دلواپسى كه مسلمين داشتند را مبدل به امنيت كرد، و ديگر هيچ چيزى را شرك خدا ندانستند0
اين احتمال هم به هيچ وجه قابل قبول نيست زيرا مشركين عرب هر چند كه بعد از نزول سوره برائت و بر چيده شدن بساط شرك از دين مسلمانان مايوس شدند، و رسوم جاهليت محو شد، الا اينكه دين اسلام هنوز كامل نشده بود، چون فرائض و احكامى بعد از سوره برائت نازل شد، از آن جمله فرائض و احكامى است كه در سوره مائده آمد، و مفسرين اتفاق دارند بر اينكه سوره مائده در اواخر عمر رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) نازل شده ، و همه مى دانيم كه بسيارى از احكام حلال و حرام و حدود و قصاص در اين سوره است 0
پس با نادرست بودن اين سه احتمال كه كلمه (يوم ) به معناى دوره و ايام باشد نه يك روز خاصى كه آفتاب در آن طلوع و غروب كرده باشد، و خلاصه وقتى نتوانستيم بگوئيم مراد از روز دوره پيدايش دعوت اسلامى ، و يا دوره بعد از فتح مكه ، و يا قطعه زمان بين نزول سوره برائت و رحلت رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) است 0
لا جرم و بناچار بايد بگوئيم مراد از اين كلمه يك روز معينى است ، روزى است كه خود اين آيه در آن روز نازل شده ، و قهرا روز نزول اين سوره است ، البته اين در صورتى است كه جمله (اليوم يئس الذين كفروا...) معترضه و به حسب معنا مرتبط با آيه اى باشد كه آن را احاطه كرده ، و يا بگوئيم نزول اين آيه حتى بعد از نزول سوره و در روزى بوده كه بعد از آن ديگر هيچ آيه اى نازل نشده ، چون دنبالش فرموده : (امروز ديگر دين شما كامل شد)0
(روز معين ) مورد بحث چه روزى است ؟
خوب ، حال مى پرسيم اين روز معين چه روزى بوده ؟ آيا روز معينى بوده كه مكه فتح شد؟ و يا روز معينى كه سوره برائت نازل شد؟ در فساد اين دو احتمال همان اشكالهاى سابق كافى است ، ديگر حاجتى به تكرار آنها و يا دليل ديگر نيست 0
و يا مراد از اين روز معين روز عرفه در حجة الوداع است ، كه بسيارى از مف