 مندرج در تحت اين چهار عنوان است را بيان نكرد، همان حكمتى است كه در آيات تحريم شراب به چشم مى خورد، و آن اين است كه قرآن كريم در تحريم خبائث و آن چه پليد است راه تدريج را پيش گرفت ، و همه را يكباره بيان نكرد، تا عرب از اسلام رميده نشود، و در مسلمان شدن احساس دشوارى نكند، و آنها هم كه ايمان آورده بودند كه نوعا و بيشتر از طبقه فقراء بودند از اسلام بر نگردند0
به همين جهت همه محرمات از خوردنيها را وقتى بيان كرد كه اسلام قوت و شوكت خود را يافت ، و خداى تعالى افراد مسلمين را زياد نموده ، عزت و شوكتشان داده و به اين وسيله مشركين را از اينكه بتوانند مسلمانان را از اسلام رم دهند، و باز طمع غلبه بر مسلمين را در سر بپرورانند، و اين اميدشان را كه روزى با نيروى قاهره خود دين اسلام را از بين ببرند قطع نموده باشد، روزى آن جزئيات را بيان كرد كه ديگر بر هيچ مسلمانى شايسته نباشد از كفار بترسد، و يا به خاطر رودربايستى آنان از اين محرمات اجتناب نكند0
يكى از احتمالاتى كه درباره مراد از (يوم ) در (اليوم يئس الذين كفروا) دادهشده و رد آن 
صاحب اين احتمال از اين بيان نتيجه گرفته كه پس مراد از كلمه (يوم ) روز عرفه از سال حجة الوداع است ، يعنى همان روزى كه اين آيه نازل شد، و همه جزئيات و تفاصيل محرمات را كه تاكنون بيان نكرده بود بيان كرد، و بقيه رسوم جاهليت را و خبائث مشركين و اوهام خرافى آنان راباطل ساخت ، و با روشن ترين بيان ظهور و غلبه مسلمين بر مشركين را بيان كرد، تا ديگر طمعى به از بين بردن اسلام نكنند و مسلمين هيچ احتياجى به مدارا كردن با آنان و يا ترس از عواقب امور نداشته باشند0
لذا مى بينند كه خداى سبحان در اين آيه به مسلمانان خبر مى دهد كه كفار خودشان از غلبه بر دين شما مايوس شدند شما چرا دل واپسيد؟ و با اينكه خداى تعالى ضعف شما را مبدل به قوت و خوف شما را به امنيت و فقرتان را مبدل به غنا فرمود، ديگر نبايد از آنها بترسيد، بلكه بايد از خدا ترسيده از تفاصيل و جزئيات آنچه خدا شما را نهى كرده اجتناب كنيد، كه در اين اجتناب كردنتان كمال دين شما است ، اين بود خلاصه اى از گفتار صاحب اين قول و توضيح ما0
ليكن اين شخصى كه به خيال خود خواسته بين همه آن احتمالات كه ما ذكر كرديم و يا نكرديمْ جمع كند تا اشكال هر احتمالى را با اشكالى كه متوجه احتمال ديگر مى شود رفع كند، در نتيجه در همه اشكالات و محذورات قرار گرفته ، و هم لفظ آيه را در هم و بر هم كرده ، و هم معناى آن را0
اولا غفلت ورزيده از اينكه مراد از ياس اگر آن ياسى باشد كه مستند به غلبه و قوت اسلام است ، و در ايام فتح مكه و يا نزول آيات برائت تحقق يافته ، ديگر صحيح نيست سخن از روز عرفه سال دهم هجرت به ميان آورد، و بگويد جمله : (اليوم يئس الذين كفروا من دينكم ) در آن روز نازل شده ، زيرا نوميدى كفار نزديك به يك و يا دو سال جلوتر از آن روز اتفاق افتاده بود، چون فتح مكه دو سال قبل از دهم هجرت بوده ، و در چنين فرضى عبارت وافى و صحيح اين بود كه بفرمايد: (قد يئس الذين كفروا من دينكم ) (يعنى چندى قبل كفار از دين شما مايوس شدند)، نه اينكه بفرمايد : امروز چنين شدند، همچنانكه خود اين مرد آنجا كه مى خواهد گفتار خود را توضيح دهد همين تعبير را آورده ، و يا زمان گذشته و حال را مسكوت گذاشته ، بفرمايد: (انهم آيسون ) كفار مايوسند و او غفلت كرده از اينكه مساله تدرج در تحريم طعامهاى حرام كه تحريم تدريجى آن را به تحريم تدريجى شراب قياس كرده اگر منظورش تدرج از حيث تحريم بعضى افراد از تحريم بعضى ديگر است ، كه قبلا گفتيم آيه شريفه چيزى را زائد بر آنچه قبلا تحريم شده بود تحريم نكرده ، همانهائى را تحريم كرده كه آيات سوره بقره و انعام و نحل تحريم كرده بود، چون عنوان (منخنقه ) و (موقوذه ) اگر در آن آيات نيامده به هر جهت مصداق همان ميته اى است كه در آنها آمده بود0
و اگر منظورش تدرج از حيث بيان باشد، و خواسته باشد بگويد قرآن كريم اول محرمات را بطور اجمال بيان كرد، و سپس بطور تفصيل انگشت روى تك تك مصاديق آن گذشت ، تا مباد ا مردم از قبول همه آنها امتناع بورزند، اين منظور نيز صحيح نيست ، براى اينكه آنچه قبل از اين سوره يعنى سوره مائده بيان شده يعنى ميته و خون و گوشت خوك و آنچه براى غير خدا ذبح شده مصاديقش ‍ بيشتر است ، و بيشتر مورد ابتلاء مردم است ، و در دل مردم اثر مخالف مى گذارد تا آنچه در سوره مائده بيان شده ، يعنى حيوان خفه شده ، و كتك خورده ، چون اينگونه مردارها خيلى به ندرت اتفاق مى افتد، كه مورد ابتلاء قرار گيرد، پس چه شد كه اين چهار عنوان كه مهمتر و مورد ابتلاء بيشتر و سر و كار مردم با آنها زيادتر است ، تحريمش بدون ترس و دلواپسى صريحا اعلام شد، ولى امورى كه خيلى كم اتفاق مى افتد و نسبت به آن چهار عنوان اصلا قابل اعتنا نيست تحريمش آرام آرام و به تدريج صورت گرفته ، و شارع اسلام از تحريم يك باره آنها از امتناع مردم دلواپس شده است ؟0
علاوه بر اين گيرم ما قبول كنيم كه تحريم يكباره آنها چنين محذورى داشته ، آيا تحريم مذكور اكمال دين است ؟ و آيا صحيح است كه تشريع احكام را دين بنامند، و ابلاغ و بيان آن را اكمال دين بخوانند، باز گيرم كه بيان احكام اكمال دين باشد امروز دين را براى شما تكميل و نعمت را برايتان تمام كرديم 0
از اين هم كه بگذريم خداى تعالى تنها در امروز نبوده كه احكامى را بيان كرده ، بلكه در طول بيست و سه سال احكام بسيارى را تشريع و بيان كرده بود، چطور شد كه تنها اين چند حكم كه امروز بيان شد عنوان اكمال دين و اتمام نعمت به خود گرفت ؟0 و اگر منظورش اين است كه مراد از اكمال دين تعطيل شدن تشريع دين و بسته شدن باب آن است ، مى خواهد بفرمايد بعد از اين چند حكم ديگر هيچ حكمى تشريع نخواهد شد، در اين صورت از اين شخص مى پرسيم پس احكامى كه بعد از نزول سوره مائده و قبل از رحلت رسول اللّه (صلى الله عليه وآله ) نازل شد چه بوده ؟ آيا آنها جزء دين نبودند، بلكه از اين بالاتر احكامى كه بعد از اين آيه در خود اين سوره آمده مورد سوال مى باشد، كه آيا اينها جزء دين نيستند؟ خواننده محترم مى تواند با مطالعه دقيق آن آيات به آن احكام واقف گردد0
و بعد از همه اين اشكالهاى بى جواب مى پرسيم در صورتى كه منظور همان چند حكمى است كه در عرفه ، دهم هجرت نازل شد معناى جمله : و (رضيت لكم الاسلام دينا) كه تقديرش (اليوم رضيت لكم الاسلام دينا) مى باشد چيست ؟ و چرا به اين چند حكم منت نهاده شد؟ و چرا خداى سبحان تنها آن روز، اسلام را دينى پسنديده دانست ؟ با اينكه هيچ مزيتى تصور نمى شود كه باعث اين اختصاص گردد0
تازه بعد از همه اين اشكالها و چراها بيشتر و يا قريب به بيشتر اشكالهائى كه بر وجوه قبلى وارد بود بر اين وجه نيز وارد است ، و ما ديگر با اعاده آنها گفتار خود را طول نمى دهيم 0ژ
و يامنظور از كلمه (يوم ) روز معينى از روزهائى است كه بين عرفه دهم هجرت و بين ورود رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) به مدينه طيبه است ، روزى كه با بعضى 