ه و آله ) را در بسيارى از موارد قرآن مورد عتاب و ملامت قرار داده ، ولى على (عليه السلام ) را جز بخير ياد نفرموده 0
مولف : در تفسير برهان از موفق بن احمد از عكرمه روايت كرده كه او نظير اين حديث را تا جمله (امير آن و شريفش على است ) از ابن عباس روايت نموده است ، و در نقل او بقيه حديث نيامده 0
عياشى نيز آن را از عكرمه روايت كرده ، و ما در سابق آن را از درالمنثور نقل كرديم ، و در بعضى از روايات امام رضا (عليه السلام ) آمده كه فرمود: در قرآن در هيچ جائى جمله : (يا ايها الذين آمنوا) نيامده ، مگر آنكه در حق ما نازل شده است ، و اين روايات از باب تطبيق كلى بر روشن ترين مصداق آن است ، و يا از باب باطن قرآن است 0
و در همان كتاب است كه عبد اللّه بن سنان گفته : من از امام صادق (عليه السلام ) از آيه شريفه : (ياايها الذين آمنوا اوفوا بالعقود) پرسيدم ، فرمود: منظور از عقود همه پيمانها است )0
مولف : قمى نيز اين مطلب را از آنجناب در تفسير خود نقل كرده است 0
و در تهذيب با ذكر سند از محمد بن مسلم روايت كرده كه گفت : من از امام باقر و ياامام صادق (عليهما السلام ) از كلام خداى عزوجل كه مى فرمايد: (احلت لكم بهيمه الانعام ) پرسيدم ، فرمود جنين حيوانات كه در شكم مادرند و هنوز متولد نشده اند، درصورتى كه كرك و مو در آورده باشند زكاتشان زكات مادرشان است ، (يعنى همينكه مادرش را ذبح كنند آن جنين نيز ذبح شده است ) و اين جمله از كلام خداى تعالى به هر معنا كه منظور خداى تعالى باشد شامل جنين حيوانات نيز مى شود0
مولف : اين حديث در كافى و فقيه نيز از آنجناب و از يكى از دو امام باقر و صادق (عليهما السلام ) روايت شده ، عياشى نيز اين معنا را در تفسير خود از محمد بن مسلم از يكى از آن دو بزرگوار و به سندى ديگر از زراره از امام صادق (عليه السلام ) نقل كرده ، و قمى آن را در تفسير خود و صاحب مجمع از امام ابى جعفر (باقر) و امام صادق (عليهما السلام ) نقل كرده اند0
رواياتى درباره شاءن نزول جمله : (ولا امين البيت الحرام ) 
و در تفسير قمى در ذيل آيه : (يا ايها الذين آمنوا لا تحلوا شعائر اللّه ...) آمده كه منظور از شعائر خدا احرام و طواف و نماز خواندن در مقام ابراهيم ، و سعى بين صفا و مروه ، و بطور كلى همه مراسم حج است و يكى از آن مراسم اين است كه اگر كسى حيوانى به نيت قربانى كردن همراه خود حركت دهد، آن را اشعار كند، يعنى كوهان شتر را خون آلود كند ويا پوست آن را كنده ، و يا لنگه كفشى به گردنش بياويزد، تا مردم همه بشناسند كه اين حيوان قربانى است ، و اگر فرار كرد و گم شد كسى متعرض آن نشود، اين مراسم را شعائر مى خوانند، به اين مناسبت كه با خونين كردن كوهان شتر و آن ديگر مراسم ، اشعار و اعلام مى دارند كه اين حيوان قربانى است تا آن را بشناسند0
و اينكه فرمود: (و لا الشهر الحرام ) منظور ماه ذى الحجه است ، كه يكى از ماههاى حرام است ، و منظور از هدى در جمله : (و لا الهدى ) آن قربانى است كه محرم بعد از احرام بستن با خود حركت مى دهد، و در معناى كلمه قلائد در جمله و (لا القلائد) فرمود: منظور اين است كه زائر بيت اللّه لنگه كفشى را كه در آن كفش نماز خوانده به گردن آن حيوان بياويزد، و در معناى جمله : (و لا آمين البيت الحرام ) فرمود يعنى كسانى كه به قصد حج خانه خدا حركت مى كند0
و در مجمع البيان گفته امام ابو جعفر باقر (عليه السلام ) فرموده اين آيه در باره مردى از قبيله بنى ربيعه كه نامش حطم بوده نازل شده 0
و اضافه كرده كه سدى گفته است حطم بن هند بكرى به قصد ديدار رسول خدا (صلى اللّه عليه وآله ) براه افتاد، و همراهان خود و مركب خود را خارج مدينه اطراق داد، و خود به تنهائى خدمت رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) آمد، و عرضه داشت : به چه چيز دعوت مى كنى ، از سوى ديگر رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) قبلا به اصحاب خود پيشگوئى كرده بود كه امروز مردى از بنى ربيعه بر شما وارد مى شود كه با زبان شيطان سخن مى گويد، و چون رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) پاسخ وى را داد كه من به چه چيز دعوت مى كنم ، آن مرد گفت : پس مرا مهلت بده تا با همراهانم مشورت كنم ،
شايد بعد از مشورت به اسلام درآيم ، اين حرف را گفت و بيرون شد، رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) به اصحابش فرمود: با چهره كافرى داخل و با نقشه نيرنگى بيرون رفت ، حطم در سر راه خود به گله اى از گله هاى مدينه بر خورد، و آن را به پيش انداخت و با خود برد، و در راه اين رجز را مى خواند0
قدلفهاالليل بسواق حطم -----ليس براعى ابل ولاغنم ولابجزارعلى ظهروضم ----- باتوانياماوابن هندلم ينم
بات يقاسيهاغلام كالزلم ------ خدلج الساقين ممسوح القدم
يعنى حطم بدست يك چوپان ، رمه اهل مدينه را سينه كرد، و گر نه خودش نه چوپانى شتر كرده و نه شبانى گوسفند و نه قصابى نموده ، و گوشت بر روى ساطور قطعه قطعه كرده ، صاحبان رمه شب را به خواب بسر بردند، ولى پسر هند نخوابيد، شب را بسر برد در حالى كه نوكرى تيز پاى چون تير، زحمت چراندن رمه را به عهده داشت ، غلامى با ساق باريك و پائى بدون گودى 0
آنگاه در سال بعد به قصد زيارت حج براه افتاد، در حالى كه قربانى خود را با لنگه كفش علامت گذارى كرده بود، رسول خدا (صلى اللّه عليه وآله و سلم ) خواست تا او را به حضور خود بطلبد، اين آيه نازل شد: (و لا آمين البيت الحرام )
صاحب مجمع اضافه كرده كه ابن زيد گفته است اين آيه در روز فت ح در باره مردمى از مشركين نازل شد، كه قصد خانه خدا داشتند، ولى بعد از عمره از احرام در آمدند، تا بتوانند از راه شكار فضل خدا كه همان رزق اوست بدست آورند، مسلمانان اظهار كردند كه اى رسول خدا اين مردم نيز مانند مردم مكه مشركند، اجازه بده بر آنان حمله ببريم ، در پاسخشان اين آيه نازل شد0
مولف : طبرى داستان اول را از سدى و عكرمه نقل كرده ، و داستان دوم را از ابن زيد آورده ، و سيوطى در درالمنثور دومى را از ابن ابى حاتم از زيد بن اسلم نقل كرده ، و در نقل او آمده كه اين جريان در روز حديبيه اتفاق افتاده ، و ليكن هيچيك از اين دو قصه با آنچه نزد اهل نقل و مفسرين مسلم است نمى سازد، چون اين دو طائفه مسلم دانسته اند كه سوره مائده در حجه الوداع نازل شده ، و اگر اين دو داستان درست باشد بايد آيه :
(انما المشركون نجس فلا يقربوا المسجد الحرام بعد عامهم هذا) و آيه : (فاقتلوا المشركين حيث وجد تموهم )، قبل از آيه مورد بحث : (و لا آمين البيت الحرام ) نازل شده باشد، و در صورت ديگر، معنا ندارد كه بعد از آن حكم به قتل ، و دستور به اينكه نزديك مسجد الحرام نشوند، بفرمايد: متعرض مشرك ين كه قصد خانه خدا دارند مشويد)0و شايد اشكالى كه در اين دو داستان و امثال آن بوده باعث شده كه ابن عباس و مجاهد و قتاده و ضحاك بطورى كه نقل شده بگويند: آيه : (و لا آمين البيت الحرام ) به وسيله آيه پنجم و بيست و هشتم از سوره برائت نسخ شده است ، و داستان نسخ در تفسير قمى نيز آمده ، و از ظاهر آن بر مى آيد كه روايتى بوده باشد نه گفتار خود قمى 0
و با همه اين احوال و اقوال يك نكته همه آنها را باطل مى سازد،