ين فرمايش حديثى است متواتر و قطعى كه جمع بسيارى از صحابه آن را نقل كرده و جمع بسيارى از علماى شيعه و سنى به متواتر بودن آن اعتراف نموده اند0
بررسى روايات ديگرى كه آيه را به غير مساءله ولايت ربط مى دهند 
و اين مطلب مورد اتفاق است : كه جريان غدير در مراجعت رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) از مكه به سوى مدينه اتفاق افتاده و اين ولايت (اگر به خاطر فرار از قبول حق حمل بر شوخى و العياذ باللّه بيهوده گوئى ساحت مقدس رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) نشود) خود فريضه اى است از فرائض دين مبين اسلام ، مانند دو فريضه تولى (دوست داشتن خدا و دوستان او) و تبرى (بيزارى جستن از دشمنان خدا و دشمنى با او) كه قرآن كريم در آياتى بسيار تصريح به آن فرموده و وقتى چنين باشد جائز نيست كه اعلام و جعل واجب الهى متاخر از نزول آيه مربوط به آن باشد، بنابراين آيه : (اليوم اكملت لكم دينكم ...) بايد بعد از واجب شدن ولايت نازل شده باشد و در نتيجه هر حديثى كه غير اين بگويد: اگر قابل توجيه نباشد قابل قبول نيست 0
و اما رواياتى كه سيوطى نقل كرده علاوه بر پاسخى كه به آن داديم و گفتيم : هر روايتى كه بر خلاف آن دو روايت باشد مخالف قرآن و غير قابل قبول است پاسخ ديگرى دارد كه اينك آن را خاطرنشان مى سازيم توجه بفرمائيد:
اگر آيه شريفه : (يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته ...) را با بيانى كه ما در معناى آن داريم و به زودى مى آيد ان شاءاللّه و آيه شريفه : (اليوم اكملت لكم دينكم ...) را و نيز احاديث وارده از طرق شيعه و سنى در تفسير اين دو آيه و روايات متواتر غدير را، مورد دقت قرار دهيم و همچنين اگر اوضاع داخلى مجتمع اسلامى اواخر عمر رسول خدا (صلى الله عليه وآله و سلم ) را بررسى كنيم و مورد بحث عميق قرار دهيم ،
يقين پيدا مى كنيم كه امر ولايت قبل از روز غدير به ايامى نازل شده و رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) از اظهار اين حكم نازل شده ، بدين جهت خود دارى مى كرده كه مى ترسيده مردم آن را تحمل نكنند و نپذيرند و يا عليه آن سوء قصدى كنند و در نتيجه امر دعوت مختل شود (و مردم به خاطر اين آخرين دعوت همه دعوت هاى دينى را رد نموده ، از دين مرتد شوند) به اين منظور لايزال تبليغ آن را تاخير مى انداخته تا آنكه آيه شريفه : (يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك ...) نازل شد و آن جناب را از خطرى كه احتمالش را مى داد تامين و مصونيت داد، آن وقت بدون درنگ در همان روز يعنى روز غدير حكم مزبور را اعلام نمود0
و بنابراين مى توان احتمال داد كه خداى تعالى قسمت عمده سوره مائده را كه آيه (اليوم اكملت لكم دينكم ) و توام با آن آيه ولايت را در روز عرفه نازل كرده باشد ولى رسول خدا (صلى اللّه عليه وآله و سلم ) بيان ولايت را تا روز غدير خم تاخير انداخته باشد و اما خودش آن آيه را در همان روز عرفه تلاوت كرده باشد و اما اينكه در بعضى از روايات آمده كه اين سوره و يا خصوص آيه ولايت در روز غدير خم نازل شده ، هيچ بعيد نيست از اين جهت باشد كه مسلمانان در آن روز براى اولين بار آن آيه را شنيده باشند، چون روز غدير خم روزى بود كه حكم آيه به مردم ابلاغ شد، قهرا آيه اين حكم نيز در آن روز به گوش مردم خورده 0
و بنابراين پس بين روايات منافاتى نيست ، يعنى آنها كه دلالت مى كنند بر نزول آيه در باره مساله ولايت و آنها كه دلالت دارند بر نزول آيات در روز عرفه ، نظير روايت عمر و على و معاويه و سمره با هم كمال سازش را دارند، زيرا تنافى در وقتى تحقق مى يابد كه يك دسته از روايات بگويند: آيات در روز غدير خم نازل شده و دسته ديگر دلالت كنند بر اينكه در روز عرفه نازل شده است 0
و اما اينكه در روايات دسته دوم آمده بود كه آيه شريفه دلالت دارد بر اينكه دين خدا با حكم حج به كمال رسيد و روايات ديگر نظير آن ، در حقيقت راوى خواسته است فهم خود را ارائه بدهد نه اينكه رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) چنين چيزى را فرموده باشد، چون چنين سخنى با نقل قابل اعتماد از آن جناب به ما نرسيده ، خود قرآن كريم هم كه چيزى در اين باب نفرموده 0
و اى بسا همين مطلب از روايتى كه عياشى آن رادر تفسير خود از جعفر بن محمد بن محمد خزاعى از پدرش نقل كرده استفاده بشود، چون در آن روايت آمده كه راوى گفت : من از امام صادق (عليه السلام ) شنيدم مى فرمود : بعد از آنكه رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) در روز عرفه كه روز جمعه بود وارد عرفات شد، جبرئيل به نزدش آمد و عرضه داشت : خداى عزوجل سلامت رسانده ، مى فرمايدت كه به امتت بگو: (اليوم اكملت لكم دينكم ) امروز دين شما را با ولايت على بن ابيطالب كامل و نعمت خود را بر شما تمام و اسلام را برايتان دينى مرضى كردم و ديگر بعد از اين چيزى بر شما نازل نخواهم كرد.
آرى قبلا نماز و زكات و روزه و حج را نازل كرده بودم و اين فريضه پنجمى است كه بر شما نازل نمودم و آن فرائض ديگر را از شما قبول نمى كنم مگر با داشتن اين پنجمى (يعنى نماز و روزه و حج و زكات را از شما نمى پذيرم مگر با داشتن ولايت على (عليه السلام )0
عمر اكمال دين را متوجه نشده است 
علاوه بر اينكه در آن رواياتى كه از عمر نقل شده كه گفته است : آيه مورد بحث روز عرفه نازل شده ، اشكال ديگرى وارد است و آن اين است كه گويا عمر معناى اكمال دين را متوجه نشده ، آن را عبارت دانسته از غلبه مسلمين بر كفار واينكه در روز عرفه آن سال زائران خانه خدا يكپارچه مسلمان بودند و كفر در آنجا راه نداشت ، چون در همه آن روايات كه از وى نقل شده آمده كه بعضى از اهل كتاب (و در بعضى از آن نقل ها آمده كه آن اهل كتاب كعب بوده ) به عمر گفت : در قرآن آيه اى است كه اگر مثل آن آيه بر ما يهوديان نازل شده بود ما آن روز را جشن و روز عيد مى گرفتيم و آن آيه : (اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى ...) است عمر در پاسخ گفت : به خدا سوگند من مى دانم آن روز را آن روز روز عرفه از سال حجه الوداع بود0
و در اين روايت به عبارتى كه در نقل ابن راهويه و عبدالحميد از ابى العاليه آمده ، چنين بر مى خوريم ، اصحاب نزد عمر بودند كه سخن از اين آيه به ميان آمد، مردى از اهل كتاب گفت : اگر ما مى دانستيم اين آيه در چه روزى نازل شده ، آن روز را عيد مى گرفتيم ، عمر گفت : سپاس و حمد خدائى را كه آن روز را و روز بعدش را براى ما عيد قرار داد، چون اين آيه در روز عرفه نازل شد كه فرداى آن عيد قربان است و خداى تعالى امر را براى ما به كمال رساند و ما فهميديم كه امر بعد از اين رو به نقصان مى گذارد0
و اين جمله آخر روايت به شكل ديگر نيز نقل شده : كه درالمنثور از ابن ابى شيبه و ابن جرير از عنتره روايت مى كند كه گفت : وقتى آيه (اليوم اكملت لكم دينكم ) نازل شد كه اتفاقا آن روز، روز حج اكبر نيز بود،عمر گريه كرد رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) پرسيد: سبب گريه تو چيست ؟ عرضه داشت : (گريه ام براى اين است كه دين ما رو به زيادت داشت و هر روز حكمى جديد نازل مى شد و جمعيتى جديد به اسلام در مى آمد) ولى امروز كه وحى آمد دين كامل شد، فهميديم كه امر از اين به بع