 رو به نقصان مى گذارد چون هيچ چيزى به كمال خود نمى رسد مگر آنكه از آن پس رو به نقصان مى رود، رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) فرمود: درست است 0
و نظير اين روايت ، روايت ديگرى است كه به وجهى شبيه به روايت قبل است و سيوطى در درالمنثور آن را از احمد از علقمه بن عبد اللّه مزنى نقل كرده ، علقمه گفته است : مردى برايم حديث كرد كه من در مجلس عمر بن خطاب بودم ، عمر رو كرد به مردى از حاضران و پرسيد: تو از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) چگونه شنيدى كه اسلام را توصيف كرده باشد؟ آن مرد گفت : من از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) شنيدم مى فرمود: اسلام در آغاز مانند شتر خردسال بود و سپس مانند شتر دوساله شد و آنگاه چهارساله و شش ساله و در آخر به كمال نيرومندى مى رسد، عمر گفت : بله ، ولى اين را هم بايد دانست كه بعد از نيرومندى اول رو به نقصان نهادن است 0
مراد از كمال دين و تماميت نعمت با توجه به اين روايات 
خوب خواننده محترم توجه دارد كه اين روايات همه در صدد اين هستند كه به مردم بفهمانند معناى نازل شدن آيه در روز عرفه سال حجه الوداع اين است كه مردم متوجه شوكت دين بشوند و آن جمعيت يكپارچه را كه در موسم حج مشاهده مى كنند كه حتى يك مشرك در بين آنان نيست ، سر سرى نپنداشته ، از كنار آن بى تفاوت نگذرند بلكه متوجه باشند كه اين همان اكمال دين و اتمام نعمت است كه آيه شريفه به آن اشاره مى كند، بله نعمت خدا در آن روز تمام شد، چون محيط مكه از شرك خالص گرديد و محض و حالص براى مسلمين شد و دين خدا به كمال رسيد، چون در آن روز غير از دين مسلمانان هيچ دين ديگرى در آن روز در مكه وجود نداشت و مسلمانان در آن روز هيچ ترسى از كفار نداشته اند0
و به عبارتى ديگر مراد از كمال دين و تماميت نعمت ، كمال و تماميت آن ظواهر دينى و مراسمى است كه مسلمانان در دست داشتند و بدون ترس و واهمه از دشمن ، آن مراسم را انجام داده و آن ظواهر را عملى كردند، بدون اينكه يك نفر از كفار در بينشان باشد، اين است مراد از كمال و تماميت دين ، نه كمال شرايع و معارف احكامى كه به تدريج از ناحيه خداى تعالى تشريع مى شد و همچنين مراد از اسلام ظاهر موجود از اسلام است كه مسلمانان آن روز به خاطر همان ظاهر مسلمان خوانده مى شدند و تو خواننده مى توانى اينطور بگوئى كه هدف اين روايات اين است كه به مردم تفهيم كند كه مراد از دين ، صورت دين است صورتى كه در اعمال مسلمانان مشاهده مى شود و معلوم است كه دين به اين معنا بعد از زياد شدن رو به نقصان مى گذارد0
و اما كليات معارف و احكام تشريع شده از ناحيه خدا نقصان پذير نيست وقتى خداى تعالى كار خود را كرد و آخرين حكم دين را نازل كرد، دين به كمال خود رسيده و ديگر ناقص نمى شود، پس اينكه عمر در روايت عنتره گفت : (چون هيچ چيزى به كمال خود نمى رسد مگر آنكه از آن پس رو به نقصان مى رود)، نمى تواند منظورش از دين اين معارف باشد بلكه همانطور كه گفتيم : منظورش ‍ مراسم ظاهرى دين است كه مانند هر چيز ديگرى به تبع تحولاتى كه در عالم رخ مى دهد متحول مى شود، مانند تاريخ و اجتماع و اما دين ، محكوم به امثال اين سنت ها و نواميس جارى در عالم نمى شود مگر به نظرآن كسى كه اصلا براى دين معنائى جز سنت اجتماعى قائل نيست 0
بله به نظر او، دين هم مانند ساير سنت هاى اجتماعى دستخوش حوادث مى گردد0
اشكالاتى كه بر قول به اينكه مراد از اكمال دين و اتمام نعمت ،كمال و تمام ظاهرى مى باشد، وارد است 
حال كه اشكال اين روايات روشن شد، مى گوئيم : چند اشكال به اين نظريه وارد است : اول اينكه آن معنائى كه عمر براى اكمال دين كرد نمى تواند مصداق و منظور آيه : (اكملت لكم دينكم ...) باشد، زيرا در سابق (آنجا كه اقوال مفسرين را در اينكه منظور از اكمال دين چيست ؟ نقل كرديم )، اشكالهائى را كه بر اين قول متوجه بود آورديم 0
دوم اينكه چگونه ممكن است خداى تعالى دين را به خاطر صرف ظاهرش و اينكه همه مردم آن سرزمين به دو كلمه : (اشهد ان لا اله الا اللّه و ان محمدا رسول اللّه ) اقرار كرده اند كامل بداند و صرف اين جهت را كه ديگر در مكه كسى نيست كه علنا بت بپرستد، كمال دين بخوانند و اين معنا را بر مردم منت بگذارد؟ با اينكه در بين همين گويندگان شهادتين كسانى بودند كه صد برابر خطرناك تر از مشركين و ضرر و فسادشان بيشتر از آنان بود و آن جمعيت منافقين بودند كه در ظاهر خود را از مسلمانان ، مسلمان تر وانمود مى كردند و در باطن جلسات سرى براى رخنه كردن در داخل مسلمانان و بر هم زدن اوضاع آنان و كارشكنى در كارشان و داخل كردن رواياتى دروغين در بين رواياتشان و القاى شبهه در بين ساده لوحانشان تشكيل مى دادند و خطر اين منافقين قابل قياس با خطر كفار نبود (در اوائل سوره بقره سه آيه در باره كفار نازل كرده و چون سخن از خطر منافقين گفته ، چهارده آيه در باره آنان نازل كرده ) و در سراسر قرآن خبرهاى عظيمى از آنان حكايت شده كه شما مى توانيد پاره اى از آن خبرها و خطرها را در سوره هاى منافقين و بقره و نساء، مائده ، انفال ، برائت ، احزاب و سوره هائى ديگر مطالعه كنيد0
به راستى ما نفهميديم در روز عرفه اين خطر چطورناديده گرفته شد و چه كسى مى تواند كه با نزول آيه : (اليوم اكملت لكم دينكم ...) در روزى كه ديگر هيچ كافرى در آن سرزمين نبود منافقين (كه در حقيقت همان كفار بودند) خفه شدند؟ و جمعيتشان خود به خود متلاشى شد و كيدشان باطل گرديد، اگر باطل شد آخر چگونه و به چه طريق ؟ و اگر خفه نشدند و جمعيتشان همچنان باقى بود و همچنان سرگرم توطئه عليه اسلام و مسلمين بودند، پس چگونه خداى تعالى بر مسلمانان منت نهاده كه ظاهر دينشان را كامل كرد؟ و نعمت را بر آنان تمام نموده ؟ و آيا مى توان گفت : كه خداى تعالى به همين ظاهر تهى از محتوى راضى شده كه فرموده : و (رضيت لكم الاسلام دينا)، مگر اين خود خداى تعالى نيست كه رسول گرامى خود را مخاطب قرار داده مى فرمايد: (هم العدو فاحذرهم )0
آيا كسى مى تواند به خود جرات دهد و بگويد: خداى تعالى به كمال ظاهرى دينى كه چنين باطنى دارد منت نهاده و يا نعمت خود را با اينكه آميخته با خون دلهائى است كه از ناحيه منافقين ايجاد مى شود، تمام بخواند؟ و بفرمايد: نعمتم را بر شما تمام كردم ؟ و يا از رضايتش به صورت بى محتوائى از دين خبر دهد؟ با اينكه در آيات كريمه اش از اينگونه مسلمانان بى محتوى (يعنى از اين منافقين ) بيزارى جسته و فرموده : (و ما كنت متخذ المضلين عضدا)0
و در باره منافقين فرموده : (و مى دانم كه منظورش جز دين آنان نيست )، (فان ترضوا عنهم فان اللّه لا يرضى عن القوم الفاسقين ) و بعد از همه اين اشكال ها و ناسازگارى ها، آيه شريفه از نظر عبارت مطلق است و مساله اكمال و اتمام و رضايت به هيچ قيدى مقيد نشده و همچنين كلمات دين و اسلام و نعمت به هيچ جهتى دون جهتى مقيد نشده ، پس به چه دليل گفته اند: منظور از اكمال دين چنين و چنان است ؟
حال اگر بگوئى بين منافقين و كفار در اينجا فرق هست ، زيرا همانطور كه قبلا اشاره شد آيه مورد بحث خوا