سته است و عده اى را كه خداى تعالى قبلا داده بود به انجاز برساند كه فرموده است : (وعد اللّه الذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنهم فى الارض ‍ كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكنن لهم دينهم الذى ارتضى لهم و ليبدلنهم من بعد خوفهم أ منا يعبدوننى لا يشركون بى شيئا)0
يعنى : خدا به كسانى كه از شما ايمان آوردند و عمل صالح كردند وعده داده كه به زودى زمين را از دشمنان و كفار گرفته به شما ميسپارد ، همانطور كه مؤ منين قبل از شما را جانشين كفار كرد و به زودى دين آنان را مكنت ميدهد ،آن دينى كه خدايش براى ايشان پسنديد و به زودى خوفى را كه داشتند مبدل به امنيت خواهد كرد و فرموده : (چنين ميكنم تا مرا بپرستند و چيزى را شريك من قرار ندهند)0
پس اين آيه بطورى كه ملاحظه ميكنيد به مؤ منين وعده داده كه دينشان را از شر دشمنان آزاد خواهد كرد ، اما دين مرضى آنان را و قيد مرضى بودن در اين آيه محاذى جمله : (و رضيت لكم الاسلام دينا) قرار گرفته و از همين محاذات به خوبى ميفهميم كه مراد از اكمال دين مرضى تمكين دادن آن ، يعنى نجات دادن آن از مزاحمت مشركين است و اما منافقين وضع ديگرى و خطر ديگرى غير مزاحمت داشتند، رواياتى هم كه ميگويد: اين آيه در روز عرفه نازل شده به اين معنا اشاره دارد ، مفسرين نيز همين را از آيه فهميده اند كه مراد از اكمال دين نجات دادن مسلمانان و اعمال دينى آنان از مزاحمت مشركين است .
پاسخ به اين توهم كه مراد از اكمال دين ، نجات دادن مسلمين از مزاحمت مشركين است 
در پاسخ ميگوئيم : ما نيز قبول داريم كه آيه مورد بحث در مقام تحقق دادن و وفا كردن خداى تعالى به وعدهاى است كه در (آيه 55) سوره نور به مؤ منين داده بود و همچنين قبول داريم كه جمله : (اكملت لكم دينكم ) در اين آيه محاذى جمله : (و ليمكنن لهم دينهم ...) قرار دارد و جمله : (و رضيت لكم ...) در برابر جمله : (الذى ارتضى لهم ) واقع است ، همه اينها را قبول داريم و شكى در آن نيست .
و ليكن آيه سوره نور با جمله : (وعد الله الذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ) با در نظر گرفتن اينكه خطاب در آن متوجه عموم مسلمانان است و با توجه به كلمه : (منكم ) كه وعده الهى را خاص بعضى از آن عموم ميسازد، جاى هيچ شبهه نيست كه وعدهاى را كه داده به طائفه خاصى از مسلمانان داده و آن طائفه را چنين معرفى كرده : كه درستى و صلاح اعمال ظاهريشان از وجود ايمان باطنيشان خبر ميدهد و معلوم است آن مقدار از دين خدا كه در اعمال آنان ظهور مييابد، همان دينى است كه از ناحيه خداى تعالى تشريع شده ، پس تمكين دين مرضى خدا همان اكمال دينى است كه نزد خدا است و خداى تعالى آن را اراده كرده و مرضى خود دانسته و بعد از مرحله اراده ، آن را در قالب تشريع ريخته و با انزال تدريجى اجزاى آن دين را در نزد مردم جمع كرده تا مسلمين بعد از نوميدى كفار از اسلام به وسيله آن ، مجموعه او را بپرستند.
و اين همان معنائى است كه ما براى اكمال دين كرديم و گفتيم : كه اكمال دين به معناى اكمال آن از حيث تشريع است يعنى بعد از اكمال ديگر هيچ حكمى تشريع نخواهد شد، چون آنچه تشريع شدنى بود شد، اين است معناى اكمال دين ، نه شركت نداشتن مشركين در اعمال مسلمانان و مراسم حج ايشان و مخلوط نشدن مراسم آنان با مراسم مسلمين و به عبارتى ديگر معناى اكمال دين اين است كه خداى تعالى اين را به بالاترين مدارج ترقى اوج دهد بطورى كه ديگر بعد از رسيدن به حد كمال و زيادى رو به نقصان نگذارد.
و در تفسير قمى است كه پدرم از صفوان بن يحيى از اعلاء از محمدبن مسلم از امام باقر (عليهالسلام ) برايم نقل كرد كه آخرين فريضهاى كه خداى عزوجل نازل كرد ، ولايت بود كه بعد از آن ديگر هيچ فريضهاى نازل نشد به جز آيه شريفه : (اليوم اكملت لكم دينكم ) كه اين آيه در محلى به نام (بكراع الغميم ) نازل شد و رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) مساله ولايت را در جحفه ابلاغ فرمود و بعد از آن كه ديگر هيچ فريضهاى نازل نشد .
مؤ لف : اين معنا را مرحوم طبرسى در تفسير مجمع البيان از دو امام بزرگوار امام باقر (عليهالسلام ) از امام اميرالمؤ منين (عليهالسلام ) روايت كرده كه آن جناب فرمود:از رسول خدا (صلى الله عليه وآله و سلم ) شنيدم ميفرمود: بناى اسلام بر پنج پايه و اساس است بر شهادتين و بر قرينتين ، پرسيدند، معناى دو شهادت را ميدانيم ، بفرما دو قرينه چيست ؟ فرمود: نماز و زكات و بدين جهت اين دو قرينه يكديگرند كه يكى از آنها به تنهائى و بدون ديگرى قبول نيست ، سوم بر روزه ، چهارم بر حج خانه خدا، براى كسى كه استطاعت آن را دارد و خاتمه همه آنها پنجمى است كه ولايت است و خداى تعالى در باره آن اين آيه را نازل فرمود كه : (اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا).
و مرحوم شيخ فتال بن الفارسى در كتاب خود روضة الواعظين از امام ابى جعفر (عليهالسلام ) نقل كرده كه بعد از حكايت داستان رفتن رسول خدا (صلى الله عليه وآله و سلم ) به حج و نصب على (عليهالسلام ) بر ولايت ، در هنگام مراجعتش به مدينه ، و نازل شدن آيه مورد بحث ، در آن خصوص ، خطبه آن جناب در روز غدير را نقل فرموده و خطبه اى است بسيار طولانى .
مؤ لف : نظير اين روايت را طبرسى در احتجاج به سندى متصل از حضرمى از ابى جعفر امام باقر (عليهالسلام ) نقل كرده ، كلينى در كافى و صدوق در عيون هر دو روايتى با سند از عبدالعزيز بن مسلم از حضرت رضا (عليهالسلام ) آورده اند، مشعر بر اينكه آيه مورد بحث در خصوص مساله ولايت نازل شده و نيز شيخ در امالى به سند خود از ابن ابى عمير از مفضل بن عمر از امام صادق از جدش ‍ اميرالمؤ منين (عليهالسلام ) روايتى به اين مضمون آورده و نيز طبرسى در مجمع البيان به سند خود از ابى هارون عبدى از ابى سعيد خدرى روايتى به اين مضمون آورده و شيخ در امالى به سند خود از اسحاق بن اسماعيل نيشابورى از امام صادق از پدران بزرگوارش ‍ از حسن بن على (عليهماالسلام ) همين معنا را روايت كرده و اگر ما اين روايات بسيار و طولانى را نقل نكرديم براى اين بود كه رعايت اختصار را لازمتر ديديم و كسانى كه علاقمند باشند ميتوانند خودشان به آن مصادر مراجعه كنند، هدايت خلق تنها و تنها به دست خداى تعالى است .يَسْأَلُونَكَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَمَا عَلَّمْتُم مِّنَ الْجَوَارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللّهُ فَكُلُواْ مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَاذْكُرُواْ اسْمَ اللّهِ عَلَيْهِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ (4)
 الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حِلٌّ لَّكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلُّ لَّهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلاَ مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ وَمَن يَكْفُرْ بِال