د شديدى به منكرين آن و انذار و تبشير به ديگران توام نموده ، جانب تهديد را بيش از ساير مطالب تاءكيد مى كند، براى اينكه مى بينيم ده مرتبه مى فرمايد: (ويل يومئذ للمكذبين - واى در آن روز بر تكذيب گران ) و اين سوره به شهادت سياق آياتش در مكه نازل شده است .

و المرسلات عرفا

مراد از قسم (و المرسلات عرفا)، ( و الناشرات نشرا) و سوگندهاى ديگر  آغازسوره مباركه مرسلات براى تاءييد وقوع قيامت صفحه 
اين آيه و آيات بعدش تا شش آيه سوگندهايى است از خداى تعالى ، به امورى كه از آن امور تعبير كرده به (مرسلات )، (عاصفات )، (ناشرات )، (فارقات )، (ملقيات ذكرا) و (عذرا او نذرا). و دو تعبير اول يعنى (المرسلات عرفا) و (العاصفات عصفا) اگر از سياق صرفنظر كنيم و خود آن دو را در نظر بگيريم ، خالى از مختصر ظهورى در بادهاى سخت و تند و پشت سر هم نيست ، و ليكن تعبير آخر يعنى (الملقيات ذكرا عذرا او نذرا) تقريبا صريح در اين است كه مراد از آن ملائكه اى است كه حامل وحى خداى تعالى بودند و بر انبيا و رسل نازل مى شدند، و به منظور اتمام حجت و انذار و ساير غراض ، وحى الهى را بر آنان القا مى كردند و بقيه صفات پنجگانه هم آنطور نيست كه قابل حمل بر معنايى مناسب با اين معنا نباشند.
و ما نمى توانيم تمامى صفات پنجگانه را حمل كنيم بر بادهاى تند كه دو جمله اول - به بيانى كه گذشت - ظهور در آن دارد، مگر اينكه خود را به سختى دچار زحمت نموده ، سه صفت ديگر و مخصوصا صفت آخرى را به زحمت حمل بر آن نماييم .
اين كار را هم نمى توانيم بكنيم كه دو جمله اول را حمل كنيم بر بادهاى تند، و سه جمله بقيه را و يا تنها دو جمله آخر و يا حداقل جمله اخير را حمل بر ملائكه وحى كنيم ، براى اينكه ظاهرا هيچ تناسبى ميان بادهاى متعاقب و ملائكه وحى نيست ،
تا در يك سياق كه سياق سوگند است بين آن دو جمع شود، و هر دو نوع سوگند در سلك واحدى قرار گيرند، و توجيهات مختلفى كه در اين باب كرده اند، معانى بعيدى است از ذهن ، به طورى كه هيچ شنونده اى بدون توجه قبلى ، به آن معانى منتقل نمى شود.

پس وجه صحيح همان است كه از اين سخنان كه بسيار هم زياد است صرفنظر كنيم ، چون به هيچ وجه تحت ضابطه در نمى آيند، و بايد بگوييم در همه صفات پنجگانه ملائكه وحى منظورند نظير ساير سوگندهايى كه در ابتداى سوره صافات آمده ، مى فرمايد: (و الصافات صفا فالزاجرات زجرا فالتاليات ذكرا)، و در معناى آن است آيه شريفه زير كه مى فرمايد: (عالم الغيب فلا يظهر على غيبه احدا الا من ارتضى من رسول فانه يسلك من بين يديه و من خلفه رصدا ليعلم ان قد ابلغوا رسالات ربهم ) كه ترجمه اش در اوائل كتاب در تفسير سوره جن گذشت .
پس جمله (و المرسلات عرفا) سوگندى است از خداى تعالى به مرسلات . و كلمه (عرف ) - به ضمه عين و سكون راء - به معناى دسته مويى است كه در گردن اسب مى باشد و هر امرى را كه به طور تعاقب و پشت سر هم واقع بشود به يال اسب تشبيه مى كنند، مثلا به عنوان استعاره گفته مى شود فلانى ها مثل يال اسب آمدند، يعنى پشت سر هم . و يا گفته مى شود: (جاوا اليه عرفا واحدا - به يك يال نزدش آمدند)، يعنى زنجيروار و متصل به هم آمدند. كلمه (عرف ) به معناى معروف از هر كار نيز مى آيد، چه كار نيك و چه كار زشت ، و اين كلمه در آيه مورد بحث اگر به معناى اول گرفته شود حال ، و معنايش چنين خواهد بود: (سوگند به فرشتگان روانه شده ، در حالى كه پشت سرهم مى آيند)، و اگر به معناى دوم گرفته شود مفعول له خواهد بود، و چنين معنا مى دهد: (سوگند به فرشتگان كه به خاطر كارى خير و معروف روانه شده اند)، و كلمه (ارسال ) در مقابل كلمه (امساك ) است ، اولى به معناى رها كردن ، و دومى به معناى نگه داشتن است ، و اگر مرسلها را مونث آورد، و نفرمود: (و المرسلين عرفا)، براى اين اعتبار بوده كه فرشتگان جماعتى بودند، و يا به اعتبار آن روحى است كه ملائكه نازلش مى كنند، همچنان كه در قرآن كريم فرموده : (ينزل الملائكه بالروح من امره على من يشاء من عباده )، و نيز فرموده : (يلقى الروح من امره على من يشاء من عباده ...)
و معناى جمله اين است كه سوگند مى خورم به جماعات ملائكه وحى ، كه روانه مى شوند. بعضى گفته اند: مراد از اين جمله بادهاى پى در پى است . كه در سابق به ضعف اين نظريه اشاره كرديم ، و نظير اين قول در ضعف ، سخن آن مفسرى است كه گفته : منظور از مرسلات انبيايند، دليل ضعف اين قول اين است كه با آيات بعد سازگار نيست .

فالعاصفات عصفا

اين جمله عطف است به جمله قبلى ، و مراد از (عصف ) سرعت سير است ، باد تند را عاصف مى گويند، و سرعت سير ملائكه در رساندن وحى را به عنوان استعاره عصف خوانده ، و معنايش اين است كه سوگند مى خورم به ملائكه اى كه پشت سر هم روانه مى شوند، و ايشان با سرعت سيرى كه دارند، مانند بادهاى تند ماموريت خود را انجام مى دهند.

و الناشرات نشرا

اين جمله سوگندى ديگر است ، و نشر صحيفه و كتاب و جامه و امثال آن ، به معناى گشودن آن است ، و مراد از (نشر) گشودن صحف وحى است ، همچنان كه آيه (كلا انها تذكره فمن شاء ذكره فى صحف مكرمه مرفوعه مطهره بايدى سفره كرام برره ) به اين معنا اشاره مى كند.
و معناى آيه اين است كه : سوگند مى خورم به ملائكه اى كه صحيفه هاى آسمانى را باز مى كنند، صحيفه هايى كه وحى الهى بر آن نوشته شده ، تا پيغمبر آن را تلقى كند.
بعضى از مفسرين گفته اند: مراد از اين جمله بادهايى است كه خداوند قبل از نزول باران و رحمت خدا مى پراكند. بعضى ديگر گفته اند: مراد بادهايى است كه ابرها را مى گسترند.
بعضى ديگر گفته اند: مراد ملائكه اى است كه نامه هاى اعمال را مى گسترند. و بعضى ديگر گفته اند: ملائكه اى است كه در هنگام نزول ، بال خود را مى گسترند. و بعضى ديگر حرفهاى ديگرى زده اند.

فالفارقات فرقا

مراد از (فارقات ) فرقهايى است كه بين حق و باطل ، و حلال و حرام است ، و فرق در اين آيه صفتى است كه بر نشر ياد شده متفرع مى شود.

فالملقيات ذكرا عذرا او نذرا

مقصود از وصف فرشتگان به (فالملقيات ذكرا عذرا و نذرا) 
مراد از (ذكر) قرآن است ، كه او را به رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) مى خواندند. و ممكن هم هست وحى نازل بر انبيا باشد، كه بر آنان خوانده مى شد. و صفات سه گانه اى كه اخيرا ذكر شده ، يعنى (نشر)، (فرق ) و (القاء)، سه صفت است كه مترتب بر يكديگرند، يعنى اول بايد صحف آسمانى نشر بشود، تا فرق ميان حق و باطل و حلال و حرام روشن شود، پس با نشر است كه فرق تحقق خود را آغاز مى كند، و با القاء تحققش تمام مى شود، پس فرق مرتبه اى از وجود نشر است ، كه بر آن مترتب مى شود، و القاء، مرتبه ديگرى است كه بر وجود آن مترتب مى شود و وجود نشر را تمام مى كند.
و در كلمه (عذرا) و (نذرا) مفعول له هستند، و اگر با حرف (او) عطف شده اند براى افاده تنويع است .
بعضى گفته اند: اين دو كلمه مصدر و به معناى اعذار و انذار است ، و اعذار به معناى آوردن بهانه اى است كه به وسيله آن انسان معذور شود، و معناى آيه اين است كه : فرشتگان ذكر را تلاوت مى كنند تا عذر باشد براى بندگان مؤ من ،