) تضعيف خواهد فرمود، توجه فرمائيد: (ان تنصروا الله ينصركم ، و لو آمن اهل الكتاب لكان خيرا لهم منهم المؤ منون و اكثرهم الفاسقون لن يضروكم الا اذى و ان يقاتلوكم يولوكم الادبار ثم لا ينصرون ضربت عليهم الذلة اينما ثقفوا الا بحبل من الله و حبل من الناس ) و هيچ بعيد نيست كه از جمله : (الا بحبل من الله و حبل من الناس ) استفاده شود كه اهل كتاب در صورتى كه مسلمانان با آنها دوستى كنند خداى تعالى براى سركوب و تنبيه آنان ايشان را از ذلت نجات داده بر آنان مسلط سازد.
آنگاه خداى سبحان جامعه اسلامى را - كه چنين وصفى به خود خواهند گرفت - وعده داده كه قومى را خواهد آورد كه دوستشان دارد و آن قوم نيز خدا را دوست دارند، مردمى كه در برابر مؤ منين ذليل و در مقابل كفار شكست ناپذيرند مردمى كه در راه خدا جهاد نموده ، از ملامت هيچ ملامتگرى پروا نميكنند و اين اوصافى كه براى آن قوم بر شمرده - همانطور كه قبلا توجه كرديد - اوصاف جامعى است كه جامعه اسلامى امروز ما فاقد آن است و با دقت و باريك بينى در هر يك از آن اوصاف كه متقابلا ضد آن اوصاف نيز اوصاف جامعى است كه رذائلى بسيار از آنها منشعب مى شود، رذائلى كه فعلا جامعه اسلامى ما گرفتار آن است و خداى تعالى در صدر اسلام از وضع امروز ما خبر داده .
و اگر ما آن رذائل را آمارگيرى كنيم خواهيم ديد كه همان رذائلى است كه اخبار غيبى امامان (عليهم السلام ) و پيشگوئيهايشان از آخر الزمان از آن رذائل خبر دادهاند و آن روايات از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و صلم ) و ائمه اهل بيت (عليهما السلام ) نقل شده ، روايات بسيارى است كه هر چند مجموع آنها از آفت دسيسه و تحريف سالم نمانده ، و اما در بين آنها اخبارى است كه جريان حوادث چهارده قرن گذشته و وقايعى كه تاكنون رخ داده ، آن اخبار را تصديق كرده است ، اخبارى است كه از منابع هزار و چند سال قبل گرفته شده ، منابعى كه نويسندگان آنها بيش از هزار سال قبل و يا نزديك به هزار سال قبل مى زيسته اند و نسبت آن منابع به آن نويسندگان مسلم است ، چون در هر قرن از آن منابع روايت نقل شده .
علاوه بر اينكه آن اخبار از حوادث و وقايعى خبر ميدهد كه هنوز واقع نشده و انسانهاى قرون گذشته هم انتظار زنده بودن و ديدن آن وقايع را نداشته اند پس چاره اى جز اين نداريم كه به صحت آن اخبار و صدورش از منبع وحى اعتراف كنيم .
روايتى از رسول الله (ص ) متضّمن اخبار از اوضاع واحوال مردم در آخرالزمان 
نظير روايتى كه قمى آن را در تفسير خود از پدرش از سليمان بن مسلم خشاب از عبد الله بن جريح مكى از عطاء بن ابى رياح از عبد الله بن عباس نقل كرده كه گفت : با رسول خدا به زيارت حج رفتيم ، همان حجى كه بعد از آن رسول خدا (صلى الله عليه و آله و صلم ) از دنيا رفت ، و يا به عبارت ديگر حجة الوداع - رسول خدا (صلى الله عليه و آله و صلم ) در كعبه را گرفت و سپس روى نازنين خود را به طرف ما كرد و فرمود: مى خواهيد شما را خبر دهم از علامات قيامت ؟ و در آن روز سلمان رضى الله عنه از هر كس ديگر به آن جناب نزديك تر بود، لذا او در پاسخ رسول خدا (صلى الله عليه و آله و صلم ) عرضه داشت : بله يا رسول الله ، حضرت فرمود: يكى از
علامتهاى قيامت اين است كه نماز ضايع ميشود - يعنى از ميان مسلمين مى رود و از شهوات پيروى ميشود و مردم به سوى هواها ميل مى كنند، مال مقامى عظيم پيدا مى كند و مردم آن را تعظيم مى كنند، دين به دنيا فروخته مى شود، در آن زمان است كه دل افراد با ايمان در جوفشان ، براى منكرات بسيارى كه مى بينند و نمى توانند آن را تغيير دهند آب مى شود آن چنانكه نمك در آب حل ميگردد.
سلمان با تعجب عرضه داشت : يا رسول الله : به راستى چنين روزى خواهد رسيد؟ فرمود: آرى ، به آن خدائى كه جانم به دست او است ، اى سلمان در آن هنگام سرپرستى و ولايت مسلمانان را امراى جور به دست مى گيرند امرائى كه وزرائى فاسق و سرشناسانى ستمگر و امنائى خائن دارند.
سلمان پرسيد: براستى چنين وضعى پيش خواهد آمد يا رسول الله ؟ فرمود: آرى به آن خدائى كه جانم به دست او است اى سلمان در اين موقع منكر، معروف ، و معروف ، منكر ميشود، خائن امين قلمداد ميگردد و امين خيانت ميكند، دروغگو تصديق ميشود و راستگو تكذيب ميگردد.
سلمان با حالت تعجب پرسيد: يا رسول الله به راستى چنين چيزى خواهد شد؟ فرمود: آرى به آن خدائى كه جانم به دست او است اى سلمان در آن روزگار زنان به امارت ميرسند و كنيزان طرف مشورت قرار ميگيرند و كودكان بر فراز منبر ميروند و دروغ نوعى زرنگى و زكات خسارت ، و خوردن بيت المال نوعى غنيمت شمرده شود، مرد به پدر و مادرش جفا ولى به دوستش نيكى مى نمايد و ستاره دنباله دار طلوع ميكند.
سلمان باز پرسيد: يا رسول الله آيا چنين چيزى خواهد شد؟ فرمود: آرى به آن خدائى كه جانم به دست او است اى سلمان ! در اين موقع زن با شوهرش در تجارت شركت كند و باران در فصلش نيامده بلكه در گرماى تابستان مى بارد و افراد كريم سخت خشمگين مى گردند، مرد فقير تحقير ميشود، در اين هنگام بازارها به هم نزديك ميشوند وقتى يكى ميگويد: (من چيزى نفروختم ) و آن ديگرى ميگويد: (من سودى نبرده ام ) طورى مى گويند كه هر شنونده مى فهمد دارد به خدا بد و بيراه ميگويد.
سلمان پرسيد: آيا حتما چنين وضعى خواهد شد يا رسول الله ؟ فرمود: آرى به آن خدائى كه جانم به دست او است ، اى سلمان در اين هنگام اقوامى بر آنان مسلط مى شوند كه اگر لب بجنبانند كشته مى شوند و اگر چيزى نگويند دشمنان همه چيزشان را مباح و براى خود حلال مى كنند تا با بيت المالشان كيسه هاى خود را پر كنند و به ناموسشان تجاوز نموده ، خونشان را
بريزند و دلهاشان را پر از وحشت و رعب كنند و در آن روز مؤ منين را جز در حال ترس و وحشت و رعب و رهبت نميبينى .
سلمان عرضه داشت : يا رسول الله آيا چنين روزگارى بر مؤ منين خواهد گذشت ؟ فرمود: آرى به آن خدائى كه جانم به دست او است اى سلمان در اين هنگام چيزى از مشرق مى آورند و چيزى از مغرب تا امت اسلام را سرپرستى كنند، در آن روز واى به حال ناتوانان امت من ، از شر شرقى و غربيها و واى به حال آن شرقيان و غربيان از عذاب خدا، آرى نه صغيرى را رحم ميكنند و نه پاس حرمت كبيرى را دارند و نه از هيچ مقصرى عفو مى كنند، اخبارشان همه فحش و ناسزا است ، جثه آنان جثه و بدن آدميان است ولى دلهاشان دلهاى شياطين .
سلمان عرضه داشت : يا رسول الله آيا چنين روزى خواهد رسيد؟ فرمود: آرى به آن خدائى كه جانم به دست او است اى سلمان ، در اين هنگام مردان به مردان اكتفا مى كنند و زنان به زنان و همانطورى كه پدر و اهل خانواده نسبت به دختر غيرت به خرج مى دهند نسبت به پسر نيز غيرت به خرج مى دهند، مردان به زنان شبيه ميشوند و زنان به مردان و زنان بر مركب ها سوار مى شوند كه از طرف امت من لعنت خدا بر آنان باد.
سلمان از در تعجب پرسيد: يا رسول الله آيا چنين وضعى پيش مى آيد؟ فرمود: آرى به آن خدائى كه جانم به دست او است اى سلمان ، در اين هنگام مساجد طلا كارى و زينت مى شود آنچنان كه كليساه