فت : الان دلم آسوده شده .
و سپس پرسيد: اينها تا كى سلطنت خواهند كرد؟ و چه زمانى امت اسلام از شر اينها راحت ميشود؟ در پاسخش گفتم : مگر تو نميدانى كه براى هر چيزى مدتى است ، گفت : چرا (ميدانم ) گفتم : اگر بدانى كه وقتى اين امر تحقق يابد از چشم بر هم زدن هم سريعتر خواهد بود آن وقت علمت تو را نفع ميدهد؟ آرى اگر حال اين قوم كه نزد خدا دارند را بدانى و بدانى كه چه حالى دارند آن وقت بغض و دشمنيت نسبت به آنان به نهايت درجه ميرسد، اگر تو و تمامى اهل زمين سعى كنيد كه حال آنان را شديدتر از آنچه دارند بكنيد هرگز نخواهيد توانست پس شيطان تو را دست نيندازد كه عزت از آن خدا و رسول و مؤ منين است ولى منافقين نميدانند.
آيا نميدانى كه هر كس منتظر امر ما باشد و بر اذيتها و ترسها كه امروز ميبيند صبر كند، فردا در زمره ما خواهد بود، پس هر زمان ديدى حق مرده و اهلش از بين رفتهاند و جور و ستم همه جا را فرا گرفته و قرآن كهنه شده و چيزهائى در آن پديد آمده كه در آن نيست و ديدى كه قرآن طبق هوا و هوسها توجيه و تفسير ميشود و ديدى كه دين وارونه شده ، آنچنانكه كاسه وارونه ميشود( در نسخه بدل آمده : آنچنان كه آب وارونه ميشود) و ديدى كه اهل باطل بر اهل حق آقائى و سرورى ميكنند و ديدى كه شر ظاهر گشته و از آن نهى نميشود بلكه از اهل شر دفاع ميشود و ديدى كه فسق علنى شده و مردان با مردان و زنان با زنان اكتفا ميكنند و ديدى كه مؤ من سكوت كرده ، چون گفتارش پذيرفته نميشود و ديدى كه فاسق دروغ ميگويد و پذيرفته ميشود و كسى دروغ و افتراى او را رد نميكند و ديدى كه صغير بزرگتران را تحقير ميكنند و ديدى كه قطع رحم همگانى شده و ديدى كه وقتى كسى را به فسق ميستايند خود او ميخندد و سخن گوينده را رد نميكند و ديدى كه به پسر همان را ميدهند كه به زن ميدهند و ديدى كه زنان با زنان ازدواج ميكنند و ديدى كه مدح و ثنا بسيار شده و ديدى كه مرد مال خود را در غير راه اطاعت خدا انفاق ميكند و كسى نيست كه او را نهى كند و دست او را بگيرد و ديدى
كه مردم وقتى مؤ من را مى بينند كه در حال اجتهاد و تلاش است ، پناه به خدا ميبرند از اينكه مثل او باشند و ديدى كه همسايه ، همسايهاش را مى آزارد و كسى نيست جلويش را بگيرد و ديدى كه كافر وقتى وضع رقت بار مؤ من را ميبيند از وضع خود خوشحالى ميكند و چون فساد را در پهناى زمين گسترده ميبيند مسرور ميشود و ديدى كه شرابهاى گوناگون علنا نوشيده ميشود و مردمى بر سفره شراب جمع هستند كه از خداى عز و جل هيچ پروائى ندارند و ديدى كه امر به معروف زايل شده و ديدى كه فاسق در اعمالى كه خدا دوست ندارد نيرومند و مورد حمايت و مدح قرار ميگيرد و ديدى كه دارندگان آيات ( در نسخه ديگر آمده دارندگان آثار ) مورد تحقير واقع ميشوند و هر كسى هم آنان را دوست بدارد تحقير ميشود و ديدى كه راه خير بسته شده و راه شر باز و پر رهرو است و ديدى كه خانه كعبه معطل مانده و مردم از رفتن به زيارت آن نهى ميشوند و به ترك آن تشويق و مامور ميگردند و ديدى كه هر كس به ديگرى ميگويد آنچه را كه خود نكرده و ديدى كه مردان خود را براى مردان چاق ميكنند و زنان براى زنان ( يا خود را آنطور وانمود ميكنند كه نيستند ) و ديدى كه مرد از راه ما تحت خود روزى به دست مى آورد و زن از راه فرجش .
و ديدى كه زنان براى خود مجالس ترتيب ميدهند آنچنان كه مردان تشكيل ميدهند و ديدى كه در دودمان بنى العباس عمل لواط و زن شدن مردان شايع و علنى گشته و به همين منظور خود را خضاب ميكنند و شانه ميزنند آنچنان كه زنان براى شوهر خود شانه ميزنند و مردان مالها به خاطر فروج خود خرج ميكنند و چند نفر بر سر يك مرد تنازع ميكنند و بر سر او، اين عليه آن ديگرى و آن عليه اين غيرت به خرج ميدهد.
و ديدى كه صاحب مال محترمتر از مؤ من است و ربا علنى معامله ميشود و كسى سرزنش نميكند و ديدى كه زنان به خاطر دادن زنا ستايش ميشوند و زن شوهرش را در عمل لواط با مردى ديگر كمك و همكارى ميكند و ديدى كه در نظر اكثريت مردم بهترين خانوادهها آن خانوادهاى است كه زنان را بر كار فسق كمك ميكنند.
و ديدى كه مؤ من همواره در اندوه و تحقير شده و خوار است و ديدى كه بدعتها و زنا علنى شده و مردم را ديدى كه با شاهدى كه به دروغ شهادت ميدهد به يكديگر تجاوز ميكنند و ديدى كه حرام حلال و حلال تحريم شده است و ديدى كه هر كس دين را با رأ ى و نظر خود براى خود توجيه ميكند و كتاب خدا و احكامش تعطيل شده .
و ديدى كه در ارتكاب گناه از تاريكى شب استفاده نميشود بلكه در روز روشن گناه ميكنند و ديدى كه مؤ من جز با قلبش نميتواند منكر را انكار كند و ديدى كه مال بسيار
هنگفت در راه خشم الهى خرج ميشود و ديدى كه واليان ولايت و سرپرستى مردم را قباله كسى بدانند كه قدرتش بيشتر است و ديدى كه محرم به محرم خود اكتفا كند و با او ازدواج نمايد و ديدى كه مردم به صرف تهمت و بر اساس مظنه كشته ميشوند و ديدى كه مردم بر سر عشق ورزيدن به يك پسر با يكديگر به ملاك غيرت ميستيزند و حتى بر سر اين عشق جان و مال فدا ميكنند.
و ديدى كه مردم كسى را كه شهوت خود را با رفتن نزد زنان خاموش ميكند سرزنش مينمايند و ديدى كه مرد با زنا دادن همسرش ‍ پول در مى آورد و زندگى ميكند با علم به اينكه او زنا ميدهد و حتى بر اين كار او نظارت دارد و ديدى كه زن قاهر و مسلط بر شوهرش ‍ ميشود و بر خلاف ميل او كارها ميكند و عليه او پولها خرج ميكند و ديدى كه مرد همسر و دختر - كنيز - خود را كرايه ميدهد و به طعام و نوشيدنى پست راضى ميشود و اگر ديدى كه سوگند به دروغ به خداى عز و جل بسيار و شايع شده و ديدى كه قمار علنى و آشكار گشته و ديدى كه شراب علنا فروخته ميشود و كسى از آن منع نميكند و ديدى كه زنان مسلمان ناموس خود را به اهل كفر ميدهند.
و ديدى كه لهو و لعب و رقص و آوازه خوانى علنى شده ، مسلمانان از آن عبور ميكنند و احدى ، احدى را منع نميكند و احدى جراءت بر منع آن ندارد و ديدى كه افراد شريف و آبرومند به وسيله كسانى كه از قدرت آنان ميترسند توهين شده و خوار ميشوند و ديدى كه نزديك ترين افراد به درگاه واليان آن كسى است كه با بد گوئى به ما اهل بيت آن واليان را مدح ميگويند و ديدى كه شنيدن صوت قرآن بر مردم سنگينى ميكند و در مقابل شنيدن آوازهاى باطل برايشان آسان و خفيف است .
و ديدى كه همسايه را از ترس زبانش احترام ميكنند و ديدى كه راستگوترين مردم دروغ سازانند و ديدى كه شر علنى و بازار سخن چينى رايج شده و ديدى كه بغى و ستم آشكار گشته و ديدى كه غيبت كردن نوعى ملاحت و خوش اخلاقى تلقى ميشود و مردم يكديگر را به خاطر آن بشارت ميدهند و ديدى كه حج و جهاد جنبه غير خدائى به خود ميگيرد و ديدى كه سلطان به خاطر كافر،مؤ من را توهين نموده و خوار ميسازد و ديدى كه خرابى بر عمران مسلط شده و ديدى كه زندگى يك فروشنده از راه خيانت در كيل و وزن اداره ميشود و ديدى كه خونريزى يك امر آسان و پيش پا افتاده تلقى ميشود.
و ديدى كه اگر كسى به طلب رياست برميخيزد عوضش تنها دنيا است و خود را مر