ى بد زبان معرفى ميكند تا كسى جرأ ت اعتراض ‍ كردن نداشته باشد و نيز امور به او نسبت
داده ميشود و ديدى كه به نماز بى اعتنائى ميشود و ديدى كه ثروتمند مال بسيارى نزدش جمع شده و از روزى كه مشغول جمع آورى آن شده ، زكاتش را نداده و ديدى كه ميت را از قبرش بيرون ميكشند و آزارش داده ، كفنهايش را ميفروشند و ديدى كه هرج و مرج بسيار شده و ديدى كه افراد در صبح و عصر مست هستند و هيچ اهتمامى به وضع مردم ندارند و ديدى كه با چهار پايان جماع ميكنند و ديدى كه چهار پايان به جان يكديگر ميافتند و يكديگر را پاره ميكنند.
ديدى كه مرد به نماز خانهاش ميرود و بر ميگردد در حالى كه جامههايش را ربودهاند و ديدى كه دلهاى مردم قساوت و چشمهاشان خشك شده و ذكر خدا بر آنان سنگين مى آيد و حرام خوارى علنى گشته و بر سر آن از يكديگر پيشى ميگيرند و ديدى كه نمازگزار اگر به نمازخانه ميرود براى آن است كه خود را به مردم نشان دهد، مردم او را ببينند كه نماز ميخواند و اگر ديدى كه فقيه براى غير هدف دين تفقه ميكند، يعنى به اين منظور فقه ميخواند كه دنيا و رياست به دست آورد و ديدى كه مردم به سوى آن كسى ميشتابند كه غالب باشد و خلاصه هر يك از دو طرف نزاع غلبه كند مردم با او باشند، چه غلبهاش حق باشد و چه باطل .
و ديدى كه طالب حلال مورد مذمت و سرزنش و طالب حرام مورد مدح و احترام قرار گيرد و ديدى كه در دو حرم كعبه و مدينه كارهائى صورت ميگيرد كه خدا دوست نميدارد و هيچكس جلوگير آنان نيست و حتى بين آنان و آن عمل زشت كسى حائل نميشود و ديدى كه در دو حرم شريف ساز و آواز علنى ارتكاب ميشود و ديدى كه افرادى سخن از حق ميگويند و امر به معروف و نهى از منكر ميكنند ولى از پاى خطابهاش كسى برميخيزد در حالى كه خود را خير خواه و دلسوز او ميداند از در خير خواهى و نصيحت ميگويد: خدا از تو نخواسته كه اين حرفها را بزنى و ديدى كه مردم در اقتداى به اهل شر به يكديگر هم چشمى ميكنند و ديدى كه راههاى خير از رهرو خالى است و احدى به آن راه نميرود.
و ديدى كه جنازه را به اهتزاز در مى آورند و كسى از اين عمل ناراحت نميشود و ديدى كه هر سالى كه ميگذرد بدعتهاى بيشترى از سال قبل باب شده و شر بيشترى پيدا ميشود و ديدى كه خلق و جمعيتها جز اغنياء را پيروى نميكنند، ديدى كه حاجت محتاج را در برابر مسخره كردن او و خنديدن به او بر آورده ميكنند و ترحمشان براى غير رضاى خدا است و ديدى كه آيات آسمانى الهى رخ ميدهد ولى كسى از آن نميترسد و ديدى كه مردم با يكديگر جفتگيرى ميكنند، آنطور كه چهار پايان ميكنند و كسى اين عمل را زشت ندانسته و اگر زشت بداند از ترس مردم نهى نميكند و ديدى كه افراد اموال بسيار در غير راه خدا انفاق
ميكنند ولى در راه خدا از انفاق مالى اندك مضايقه ميكنند و اگر ديدى كه رنجاندن و عقوق پدر و مادر علنى و خوار شمردن آنان شايع شده و در نظر فرزندان بدترين مردم تلقى ميشوند، حتى فرزند خوشحال ميشود از اينكه بر پدر و مادرش تهمت زده شود و ديدى كه زنان بر حكومت و سلطنت چيره شدهاند و بر هر امرى كه هوا و هوس آنان را تامين كند مسلط گشتهاند.
و ديدى كه فرزندان به پدر و مادر خود افتراء ميبندند و پدر و مادر خود را نفرين ميكنند و از شنيدن خبر مرگشان خوشحال ميشوند و اگر ديدى كه وضع به اينجا كشيده كه اگر شخصى روزى بر او بگذرد كه در آن روز مرتكب گناه بزرگى نشود، فسق و فجورى انجام ندهد، كمفروشى و خيانتى ننمايد، به حرامى دست نيافته و يا شراب مسكرى ننوشد، در غم و اندوه فرو ميرود و ميپندارد كه آن روز او به بطالت گذشته و يك روز از عمرش ضايع شده است و ديدى كه سلطان خوردنيها را احتكار ميكند و ديدى كه اموال ذوى القرباى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و صلم ) در ناحق تقسيم ميشود و با آن اموال قمار ميكنند و شراب مينوشند.
و ديدى كه با شراب خود را معالجه ميكنند و براى مريض تعريف و توصيف ميكنند كه فلان شراب براى تو بسيار نافع است و از شراب شفا ميطلبند و اگر ديدى كه مردم در ترك امر به معروف و نهى از منكر و ترك اعتقاد به وجوب آن با هم برابرند و ديدى كه باد به بيرق منافقين و اهل نفاق ميوزد، ولى بيرق اهل حق حركتى ندارد و ديدى كه مؤ ذنها و نمازخوانها در برابر مزد اذان ميگويند و نماز ميخوانند.
و ديدى كه مسجدها پر است از مردمى كه از خدا نميترسند در آنجا جمع شدهاند، براى غيبت و خوردن گوشت اهل حق و در آن از خوبيهاى شراب مسكر، سخن ميگويند و ديدى كه پيشنمازى مست بر مردم نماز ميخواند، در حالى كه نميفهمد چه ميخواند و كسى هم او را ملامت نميكند بلكه اگر مست شود مردم از ترس ، احترامش ميكنند و او را وا گذاشته ، تعقيبش نميكنند و بلكه معذورش ‍ ميشمارند و اگر ديدى كه فردى را دارند به صلاح و خوبى مدح و ثنا ميكنند كه اموال ايتام را ميخورد و ديدى كه قاضيان به خلاف آنچه خدا دستور داده قضاوت ميكنند و ديدى كه واليان به انگيزه طمع ، افراد خائن را امين خود ميسازند.
و ديدى كه واليان ميراث ( به جاى اينكه ارث را كما فرض الله و طبق فرمان خدا در بين ورثه تقسيم كنند ) تنها به وارثى ميدهند كه اهل فسق و جرأ ت بر خداى تعالى باشد، ( رشوه و حق و حساب خود را از او ميگيرند ) و او را آزاد ميگذارند تا با حق ساير ورثه هر كارى كه خواست بكند و ديدى كه در منبرها مردم را به تقوا امر ميكنند ولى خود گويندگان به آنچه ميگويند عمل نميكنند و ديدى كه نماز در اوقاتش خوانده نميشود، به اول وقت خواندن
اهميتى نميدهند و ديدى كه صدقهها به سفارش و شفاعت داده ميشود و در آن رضاى خدا مقصود نيست و بلكه به اين جهت داده ميشود كه مردم از او طلب ميكنند و اگر ديدى كه مردم در شكم و شهوت آزادند، باكى ندارند از اينكه چه ميخورند و چه نكاح ميكنند و ديدى كه دنيا به مردم روى آورده .
و ديدى كه شعائر دين كهنه و بر افتاده ، در چنين روزگارى بر حذر باش ، و براى درخواست نجات از خدا به خدا متوسل شو و بدان كه مردم در چنين روزگارى غرق در سخط الهى هستند و اگر خداى تعالى مهلتشان داده ،
از اين كار منظورى دارد و تو منتظر تحقق آن منظور باش و كوشش كن تا خداى عز و جل تو را در وضعى ببيند كه خلاف وضع مردم باشد تا اگر عذاب در آنان نازل شود تو زودتر به رحمت خداى تعالى برسى و اگر عذابشان تاخير بيفتد آنها مبتلا شوند و تو از آنچه آنها در آن هستند بيرون شده باشى يعنى تو مثل آنان بر خداى عز و جل جرأ ت نكرده باشى و بدان كه خداى تعالى اجر نيكوكاران را ضايع نميسازد و رحمت خدا به نيكوكاران نزديك است .
مؤ لف : در اين باره اخبار بسيار ديگر از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و صلم ) و امامان اهل بيت آن جناب ( عليهم السلام و الصلات ) به يادگار مانده كه اين دو حديث كه ما نقل كرديم از نظر معنا جامعترين آنها است و احاديث ( آخر الزمان ) در حقيقت شكفته و تفصيل آن كلياتى است كه آيه شريفه مورد بحث يعنى آيه : (يا ايها الذين آمنوا من يرتد منكم عن دينه فسوف ياتى الله بقوم يحبهم و يحبونه اذلة على المؤ منين اعزة على الكافرين يجاهدو