كدشناسايى :1626534 كدبايگانى :6125091 نام :حسين‌على نام خانوادگى : كريمى‌فيروزجايى نام پدر :اسماعيل تاريخ‌تولد :12/09/1344 ش.ش :7 محل‌صدورشناسنامه : بابل تاريخ شهادت : 23/04/61 نوع حادثه :حوادث‌مربوطبه‌جنگ‌تحميلى شرح حادثه :حوادث ناشى ازدرگيرى مستقيم بادشمن - توسطدشمن‌درجبهه استان :بنيادشهيداستان‌مازندران شهر :اداره‌بنيادشهيدبهشهر وصيت‌نامه :شهيد حسينعلى كريمى فيروزجائى بسم رب الشهدا خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار. « ان الله اشترى من المومنين انفسهم و امولهم و بان لهو الجنه يقاتلون فلى سبيل الله فيقتلون و يقتلون وعدا عليه حقا فى ا لتوريه و الانجيل و القرآن و من ادخل بعهده و من الله فاستبشر و بيعكم الطى بايعتم به و ذلك هو الغوز العظيم » . « سوره توبه » خداوند جان و مال اهل ايمان را به بهاى بهشت خريدارى كرده، آنها در راه خدا جهاد مى كنند كه دشمنان دين را بقتل برسانند و يا خود كشته شوند. اين وعده قطعى است بر خدا وعده ايست كه در تورات و انجيل و قرآن ياد فرموده و از خدا باوفاتر بعهد كيست . اى اهل ايمان شما بخود در يان معامله بشارت دهيد كه اين معاهده باخدا حقيقت سعادت و پيروزى بزرگى است. اينجانب حسينعلى كريمى فيرزوجائى فرزند اسماعيل داراى شماره شناسنامه 7 تاريخ تولد 1344 به مصداق آيه شريفه قرآن كريم و اجراء نمودن فرمان ولايت فقيه و لبيك گفتن به نداى هل من ناصر ينصرنى رهبرم و دفاع از مكتب و عقيده ام تصميم گرفتم دوباره هجرتى آغاز كنم و به يارى اسلام عزيز كه تنها راه نجات انسانها از بدبختى و گرفتارى و راه رسيدن به كمال انسانى در دنيا و آخرت است بشتابيم. اسلامى كه با تلاش و مبارزه پيامبران و امامان به مارسيده است و امروز اين پرچم پر افتخار امام بزرگوار اين روح خدا در دست گرفته و به پيش مى رود تا بدست صاحب اصلى اش مهدى موعود بسپارد. از اين رو لباس مقدس سربازى بر تن پوشيده و يك دست سلاح و دست ديگر قرآن را گرفته وارد ميدان نبرد مى شوم و تا آخرين قطره خون با خصم متجاوز و كافر و دشمنان خدا و خلق خدا مى جنگم و اين جان ناقابل را در راه خدا با خرسندى تمام هديه مى كنم. از امت حزب الله مى خواهم كه همواره پشتيبان ولايت فقيه و دولت و ارگانهاى انقلابى و روحانيت باشند تا آسيبى به انقلاب وارد نشود. از خواهرانم مى خواهم كه زينب گونه رسالتم را بر دوش بگيرند و با حجاب اسلامى مشتى محكم و دندان شكن بر دهان دشمنان اسلام بزنند. خواهرانم اين را بدانيد كه گلوله حجابتان سختر از گلوله تفنگ من بر دشمنان است. مادر مهربانم كه زحمات شما درباره من بسيار است اكنون عازم جبهه جهت رويارويى با دشمن هستم و مى روم تا لحظات بعد، انتقام خون ائمه اطهار و شهدا صدر اسلام و شهداى اين انقلاب را كه رهبرى آن بر عهده رهبر بزرگوار آن ك وه استوار خمينى بت شكن است بگيرم و به باطل ثابت كنم كه در مقابل حق و حقيقت كوچكترين قدرتى در وجود پليد خود ندارند. مى روم كه به كاروان آن شهيدان بزرگوار، آن بزرگ مردان راستين، آن بندگان صالحى كه جان خود را تقديم نمودند بپيوندم و در بهشت رضوان جاى گيرم. و اينكه اى مادر، توئى كه با صبر و استقامت در شهادتم مى توانى مشت محكمى بر دهان دشمنان اسلام بزنى و فرزند خود را شاد و خرسند گردانى. شما اى پدر و مادر اگر جسد من بدستتان رسيد در صحن حضرت سيد نظام الدين در كنار قبر برادر شهيدم زمان زاهد پاشا دفن كنيد و اگر بدستتان نرسيد به خاطر اين مسئله اصلا ناراحت نباشيد چون بودن و نبودن جسم من فرقى ندارد بلكه اصل روح مى باشد كه بايد جاودانه در درگاه خدا باشد. در اين لحظات آخر عمرم كه چند لحظه اى ديگر به عمرم باقى نمانده است. از برادران مومن و معظم خودم تقاضا دارم كه راهم را كه همان در اهتزاز درآمدن پرچم پر افتخار ا سلام در سراسر جهان و پيروى از خط ولايت فقيه و اطاعت از رهبرى است ادامه دهند و اسلام در سراسر جهان و پيروى از خط ولايت فقيه و اطاعت از رهبرى است ادامه دهند و نگذارند سلاح من بر زمين بيفتد و جايم در مدرسه و بسيج خالى بماند . پروردگارا از گناهانى كه ناآگاهانه انجام دادم درگذر و ما را در صف بندگان صالحت قرار بده و فرج امام زمان را نزديك فرما. پروردگارا انقلاب اسلامى ايران را كه زمينه ساز ظهور فرج آخرين اختر تابناك آسمانهاست از چنگال دشمنان مصون بدار و اين امام ما اين پرچمدار اسلام در زمان غيبت را از تمام بلييات حفظ كن و تا نهضت پر شكوه و جلال حضرت بقيه الله براى تمامى مسلمين جهان نگهدار. آمين يا رب العالمين والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته تاريخ : 22/4/1361